قمار كمربند هم كه بايد نام آن را مانند ( خال سياه ) جيببرى ديگر معلوم كنيم آن بود كه تسمهء چرمى باريكى را كه از ميان تا كرده بودند ، به دور هم چنبره كرده دو سر آن را در دست مىگرفتند و چوبى مثل مداد به دست بازىكن مىدادند كه در سوراخ وسط چنبره گذارده آن را به طرف خود بكشد و در صورتى كه چوب در كمربند گير بكند برنده محسوب شده پول پرداخته را دو برابر دريافت بكند كه اگر در بازى خال سياه و فرفره ، تصادفا امكان بردى مىرفت ، در اين بازى هرگز بردى نمىتوانست داشته باشد . كه اولا تمام مشتريان آن را دهاتىها و بىاطلاعها تشكيل مىدادند و ثانيا در صورت درست قرار دادن چوب هم باز حقه به كار برده سر تسمه را در انگشت برگردانده بازىكن را بازنده ميساختند .
امر مهم
امّا آنچه در تمام اين مسائل قابل اهميّت بود ، آن بود كه در اين ماه هيچيك از طبقات ، اعمّ از لوطى و مشدى و لات و فاسق و فاجر و دزد و قمارباز لب به مسكرات نمىآلودند و مىخوارى اين ماه را بر خود حرام مؤكّد مىساختند و آن را جرم نابخشودنى مىدانستند !
اعمال شبهاى احيا
شبهاى نوزدهم و بيست و يكم و بيست و سوم ، شبهاى احيا و يكى از آنها ( شب قدر ) بود كه در آن شبها باز ، غسلهاى مستحبّى گوناگون تأكيد شده بود و حد اقل صد ركعت نماز قضا يا مستحب در هريك از آنها و اعمال بسيار ديگر كه كمترين آنها ده صد بار استغفار با صلوات و هزار بار صلوات با صدا و روى سر گرفتن قرآن و تا حدّ نهايت صدا را به اللّه و لبيك بلند كردن و در اين شبها هم بود كه بعد از صداهاى اذان دستهجمعى ظهر و مغرب كه همه مردم از كوچك و بزرگ باهم اذان ميگفتند ! و هاون كوفتنهاى عصرهاى زنها و