تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
شب زنده‌دارىهاى ديگر را تشكيل مىدادند . پادشاه وزيرى ؛ آن بود كه به وسيلهء انداختن ( قاپ قمار ) « 3 » كه طرف توخاليش ( اسب ) و طرف توپرش ( خر ) و طرف توخالى خوابيده‌اش ( جيك ) و طرف برجسته‌اش ( بك ) بود . نفرات بازى كه دور تا دور قهوه‌خانه نشسته بودند ، شروع به انداختن مىكردند و به ترتيب نشستن قاب بر روى زمين ، پادشاه با اسب و وزير با خر و دزد با جيك و عاشق با بك معلوم مىشد و لنگى را كه تابيده ، براى دردناكتر شدن در آب زده ، رطوبت داده بودند و اسمش ( ترنا ) بود به دست وزير مىدادند و بازى را مشغول مىشدند . در اين بازى مطابق طالع خوب و بدى كه ( قاپ ) نصيبشان كرده بود و هميشه شاه بايد حاكم و وزير مجرى و عاشق و دزد ، محكوم باشند ، دزد مطابق دستور شاه كه چند ضربه ( ترنا ) بخورد ، ترنا مىخورد و عاشق كه قرار كتك خوردن براى او نبود ، محكوم به جريمهء خوراكى ، يا آواز خواندن ، يا رقصيدن و امثال آن مىگرديد . در اين بازى گاهى تصفيه حساب‌هاى خصوصىاى در ميان مىآمد . با اين صورت كه شاه با رقيبى برخورد مىنمود كه او را به سخت‌ترين مجازات و بالاترين عدد ترنا خوردن محكوم مىكرد و با عاشق به ركيك‌ترين كارها ، كه مثلا چند بار نشيمن بر زمين بكوبد يا شلوار از پا كشيده ، ما تحت بر روى خاكستر گذارده ، نقش آن را معلوم نمايد ! و صورت‌هاى مشابه آن ، جريمه مىكرد و اين آخرين دور اول بازى بود كه در حاكميت و محكوميت اين چهار نفر به سر رسيده ، نوبت به چهار نفر بعدى مىرسيد و به همين كيفيّت ، بازى دور
هامش
دستور پادشاه جهت تنبيه مقصر به كار ميآمد . ( 3 ) . استخوان مهرهء قلم پاى گوسفند يا گاو .