مىگرديد و همچنين ( روبنده ) « 13 » هاى بلند تا نزديك زانو و ( پيچه ) « 14 » هاى پهن بلند ، جاى ( نقاب ) هاى چهار انگشتى را مىگرفت و بزك و بند و سفيدآب و امثال آن تا هلال ماه شوّال منسوخ ميگرديد .
هوسانگيزترين نانهاى سنگك يك ذرع و نيمى خشك ناخنى « 15 » خشخاش
هامش
( 13 ) . روبنده : پارچهيى سفيد يا سياه به طول يك متر تا يك متر و نيم و عرضى سى تا چهل سانتىمتر كه با نوارى به سر بسته شده ، صورت و جلو بدن را مىپوشانيد و با تور يا مشبكدوزى به طول ده سانت و عرض چهار سانت براى آن ، جلو چشم ، محل ديد مىگذاشتند .
( 14 ) . نقابى به طولها و عرضهاى مختلف از بافتهء موى دم اسب و قاطر و الاغ كه فقط جلوى صورت را با آن مىپوشانيدند ، كه آن نيز با نوارى ، مانند روبنده به سر بسته شده ، با نجابت و لوندى زن ، بزرگ و كوچك و چسبيده بهصورت و از صورت جدا ، گرفته شده ، تغيير اندازه و شكل مىگرفت .
( 15 ) . با سر پنجهها و ناخن ، هنگامى كه خمير را بر روى پارو پهن مىكردند ، رويش را پنجه مىزدند . خشخاش و سياهدانهى اين نانها را وقتى خمير را در تنور پهن مىكردند ، مىپاشيدند ( نانگير از خارج به داخل تنور ، روى خمير گسترده مىپاشيد ) وزن هريك از اين نانها ده سير ( هفتصد و پنجاه گرم ) و وزن خاصّه و خشك آنها هشت سير بود .