پاك و زشت و زيبا ؛ و خوددارى از دروغ و كمفروشى و حيله و خدعه و ديگر امور ممنوعه و مكروهه ، به اضافهء ضبط نفس از ( لواط ) و ( زنا ) و ميخوارگى و غيبت و دشنام و حق اللّه « 4 » و حق النّاس « 5 » و ساير محرمات .
بهترين و مرغوبترين خوار و بار ، با نازلترين قيمتها در اين ماه به دكانها آمده در اختيار مردم قرار مىگرفت با تغيير و تعويض سنگهاى كموزن و ترازوهاى سركدار « 6 » كه جاى خود را به سنگهاى تماموزن و ترازوهاى ميزان ( دقيق ) « 7 » ميدادند .
هامش
( 4 ) . حقوق خدا ، مانند رعايت و به كار بستن احكام اصول دين و فروع دين و آنچه يك فرد مسلمان را لازم و واجب است تا به آن اقدام يا از آن خوددارى كند .
( 5 ) . ( حقوق مردم ) در معنى تعدى و اجحاف و ظلم و رشاء و ارتشاء ( رشوه دادن و گرفتن ) و تجاوز به اموال و نواميس مردمان و افعال غير مجاز و حرام .
( 6 ) . و امّا ترازوهاى سركدار هم ترازوهائى بودند كه كفهء جنس آنها را سنگينتر از كفهء سنگ آن مىكردند . به اين صورت كه پاره سربى ، يا حلقه آهنى كنار كفه يا به زنجير شاهين آن مىآويختند ، در اين خاصيت كه اگر سنگ آنها هم مورد كنترل واقع بشود باز در كمفروشى آنها خللى بهم نرسيده باشد ! همچنين بود قپانها ، كه آنها نيز از تقلبات به دور نبوده ، غالب كسبه ، مخصوصا بارفروشها و ميدانىها ، آنها را ( سرسبك ) ، ( سرسنگين ) [ كمتر و زيادتر حكم كردن ] مىساختند و از آن گذشته براى هر قپان ، سنگ قپانى سنگينوزن براى خريد و سنگ قپانى سبكوزن براى فروش به كار ميبردند .
( 7 ) . چون ميزان و سنگ و ترازو و قپان و وزنهء ( استاندارد ) نبود ، هر كاسب و فروشنده ، سنگ ترازوى خويش را به انصاف خويش تهيه ميكرد . به اين ترتيب كه هر تازه كاسبى كه احتياج به سنگ ترازو پيدا مىنمود ؛ مقدارى قلوهسنگ ريز و درشت از ته جويها يا كنار كوچهها فراهم كرده با سنگ ترازوى كاسبى هموزن مىنمود كه واضح بود يا زيادتر و يا كمتر از آن درميآمد كه اگر زيادتر بود مقدارى از آن را مىشكست كه باز دقيق بيرون نمىآمد و اگر كمتر آمده بود اغماض نموده خود را با اين حرف كه جنس را چربتر ( زيادتر از مقدار تحويل دادن ) خواهد كشيد قانع مىنمود ، در اين نتيجه كه در همهء شهر دو -