چادر زنها در اين ماه بلندتر شده ، چادرهاى ( عبائى ) « 8 » و ( دويت ) « 9 » بلند كه تا روى پنجهى پاها را مىپوشانيد ، جانشين چادرهاى كوتاه ، خوش آب و رنگ گرانبهاى ( اطلس ) و ( كربدوشين ) « 10 » قر و اطواردار ( چرخى ) « 11 » و ( كمرى ) « 12 »
هامش
سنگ يك وزن درنمىآمد . بجز بعضى سنگهاى برنجى هشتضلعى مخصوص بنكدارها و دكانهاى معتبر و آجيلفروشها و عطارها . و در عوض كسبهء بىمبالات دو جور سنگ براى خريد و فروش داشتند كه سنگ وزينشان كه سنگينتر از قرار معين بود براى خريد و سنگ سبكشان براى فروش ميآمد ! تعيين و مأخذ صحيح سنگها كه از روى وزن خردل و ارزن و گندم و نخود معلوم ميشد بدينقرار بود : خردل كمترين بود كه قرآن هم آن را كوچكترين آورده : ( يا نبى انها ان تك مثقال حبة من خردل . . . ) پس از آن جو يا گندم كه يك جو برابر يك چهارم قيراط و 24 نخود خام متوسط ( يك مثقال ) و شانزده مثقال ( يك سير ) و ده سير ( يك چارك ) و چهار چارك ( يك من ) و صد من ( يك خروار ) به حساب مىآمد ، كه پائينتر از نخود مورد استعمال زرگرها و دواخانهها قرار ميگرفت و وزن نخود از گندم به اين قرار : يك نخود معادل چهار گندم و يك خردل يك ( صوت ) و با حساب دقيقتر كه صد ( صوت ) يك ( قيراط ) به حساب ميآمد . اسامى اوزان متداول نيز به اين صورت بود : اول از نيم نخود تا شش نخود كه با آن خريد و فروش ترياك مىكردند .
بعد از آن نيم مثقال ، يك مثقال ، دو مثقال ، چهار مثقال ، نيم سير ، يك سير ، دو سير و نيم ، پنج سير ، يك چارك ، نيم من ، يك من ، دو من ، سه من ، پنج من و ده من و ( خروار ) كه ( صد من تبريز ) برابر 300 كيلو كه وزن معمول به بوده مورد قبول همه قرار گرفته بود ( من ) ى هم بنام ( من شاه ) يا سنگ شاه بود كه معادل دو من و نيم تبريز به حساب آمده غالبا خريدهاى خود را با آن ميكردند !
( 8 ) . چادر عبائى چادرى از جنس پارچههاى پشمى و علفى دستباف اصفهان و يزد كه به صورت عبا دوخته ، لب آن را با نوارى نخى يا زرى ، زينت مىكردند .
( 9 ) . دويت پارچهاى نخى كه مرغوبترين آن را ( حاج على اكبرى ) مىگفتند و بعضى زنها كه از آن چادر عبائى مىدوختند .
( 10 ) . اطلس و كربدوشين را غالبا از انگلستان و فرانسه وارد مىكردند كه با اين نوع پارچهها چادر كمرى و چادر چرخى مىدوختند .
( 11 ) . چادر چرخى مانند چادر سياهها و چادر نمازهاى فعلى كه دو تختهى آن را به هم دوخته پرگارى ، يا از وسط آن را به روى هم چندين مرتبه تا زده ، بريده ، گرد مىكردند .
( 12 ) . چادرى كه علاوه بر خود چادر ، چيزى هم شبيه پيشبند كه با نوار پهنى به كمر بسته مىشد ، به آن دوخته ميشد كه از كمر به پائين قسمت جلو را ميپوشانيد . طرز استفاده از آن چادر هم به اين صورت بود كه ابتدا از سر يا پا ، در آن داخل شده ، كمرش را بسته ، چادر را از پشت بسر مىكشيدند و اين وزينترين و سنگين قيمتترين چادر به حساب مىآمد كه از عالىترين پارچهها تهيه مىگرديد و كمر آن را از دو طرف ( پيلى ) و با نوارى برّاق چين پليسه داده جلوش را با تورى بلند كه از كمر تا پائين دامن امتداد مىيافت ، داخل حريم آن را چشمانداز كرده ، لبهء دامن آن را نوار شرابهدار دوخته ، قر و منگولهدار و « مكش مرگ ما » يش مىساختند !