تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
فرود آورده ، تير و چوب و در و پيكرشان آتش زمستان بىخانمانهاى اطراف گرديده داخل گورستان شده بود . همچنين محل آدم لخت‌كن‌ها و دزدان كه در اطراف تل و پست و بلند قبور آن مخفى گرديده شبها به راهگذران ميآويختند و لشوش و الوات و ولگردها كه روزها در آن به قمار و انواع رذائل ميپرداختند . سوم : اماكن متبركه مانند قبرستان ( سيد ملك خاتون ) « 3 » و صحن و زمينهاى اطراف ( امامزاده گل زرد ) « 4 » ، صحن امامزاده سيد اسماعيل ، صحن امامزاده زيد ، صحن سيد ولى ، صحن سيد نصر الدين ( ناصر الدين ) ، ( كوه بىبى شهربانو ) ، امامزاده عبد اللّه ، امامزاده حسن ، امامزاده معصوم ، زمينها و صحن بىبى زبيده « نرسيده به امامزاده عبد اللّه در جاده شهر رى » ، صحن و حوالى حضرت عبد العظيم ، صحن و اطراف ابن بابويه ، صحن و اطراف ( مسجد ما شاء اللّه ) « 5 » و
هامش
( 3 ) . زيارتگاهى در شرق تهران بيرون دروازه خراسان . ( 4 ) . زيارتگاهى نزديك سيد ملك خاتون با درختهاى فراوان گل زرد كه با نام گل زرد شناخته ميشد . ( 5 ) . مسجدى در شمال ابن بابويه در شهرت ( مسجد مهمان‌كش ) . ( بود مهمان هميشه دلخوش اينجا - نباشد مسجد مهمان‌كش اينجا ) كه در اين موضوع داستانى بود كه ميگفتند در اين مسجد هر غريبى شب منزل مينمود صبح نعش او را بيرون ميآوردند تا آنجا كه اهالى مترصد غربا بودند كه در آن نزول ننمايند تا شبى كه طغرل شاه كه در جنگى شكست خورده ناشناس و پريشان فرارا به اين محل رسيده بوده ، چون جائى براى گذراندن شب نمييابد پناه به اين مسجد ميبرد و هرچه مردم او را از بيتوتهء در آن منع ميكنند اعتنا نمينمايد و چون پاسى از ورود او در آن مسجد ميگذرد ناگهان صداى مهيبى بگوشش مىخورد كه : تو ميآئى يا من بيايم ؟ كه طغرل متوحش شده ترسى جان‌ستان وجودش را فرا گرفته منتظر پيش‌آمد مىشود كه دوباره همان بانگ با فريادى مهيب‌تر و همان مضمون بلند مىشود ، تا مرتبه سوم كه طغرل دست به قبضهء شمشير برده قوىتر از او بانگ برميدارد : تو بيا ! كه ناگهان ديوار نزديكش شكافته سكه‌هاى فراوانى از آن فرو ميريزد كه طغرل مردن غربا را -