بازگشت كه آبهاى اول خشك شده بود . پس از آن همان منبع ، اما بزرگتر از آن را بر روى شاسى وانتبار لارى ( وانت تاقدار دورسيمى ) مستعملى قرار دادند كه آن نيز معطليش كمتر از گارى آبپاش نتوانست شد ، اضافه بر سپورهاى زيادتر كه براى پر كردن بشكهى او لازمش گرديد و آب آنكه حتما از سر آب و قنات بوده موجب گرفتگى سوراخهاى لولهى آبپاش آن نشده باشد .
صنعت ايرانىاى كه در روزهاى اول چه سر و صدائى به راه انداخته ، چه جماعاتى را از اطراف شهر به تماشاى آن ميكشيد و در كاربرد مساوى گارى آبپاش با تفاوت بشكهاش كه بر روى شاسى اتومبيل نصب شده بود و ناچار كه كنار گذاشته شده ، مجددا كار به خود سپورها كه لا اقل آبشان چندين ساعت زمين را مرطوب نگاه ميداشت گذاشته شد ، تا اتومبيلهاى ( اطفائيه - آتشنشانى ) وارد شده ، ضميمهء آنها اتومبيلى نيز براى آب پاشيدن كه خود پر كرده خود خالى مينمود . اتومبيلى كه موجب دشنام و ناسزاها به فرنگىها كه آمده كار صنعتگران ايرانى را ديده ، نقشهاش را دزديده ، رفته از رويش ساختهاند ! گرديد و چون وسيلهاى عملى ديده شد و توانست در كمتر از ساعتى خيابانى را آبپاشى نمايد يكى دو دستگاه ديگر نيز خريدارى شده براى اين كار و ذخيرهء ايام ( شاهسوارى ) كه بايد معابر زيادترى آبپاشى شود در اختيار اداره اطفائيه گذاشته شد .
قابل ذكر است كه با ساختن اتومبيل آتشنشانى شهرت و موقعيت ادارهء قورخانه كه تا آن وقت جز تعمير تفنگهاى كهنه و ساختن آتشبازى و كم و بيش ساختن ( علامت ) « 17 » دسته ، هنر ديگرى از آن ديده نشده بود سر و صدائى برپا كرده ، اعتبار و آبروئى كسب نموده موجب افتخار همشهريان گرديد ، اما ديرى نپائيد كه با ساختن نعشكشى به اسم ( گنبد برنجى ) كه ذكرش خواهد
هامش
( 17 ) . علم ، علمهاى چند تيغه كه در عزادارى محرم ذكرش گذشت .