ديوار تا وسط كوچه كشيده شده بود « 16 » و مدفوع شل و سفت تازه و خشك بچه و بزرگ كه در هرچند قدم و پيچ و خم هر كوچه منظر چشم شده بود ، همراه گرد و غبار دائمى شهر كه وسيلهء باد ( شهريار ) بوجود آمده بود ، مگر جلوى در خانه و جلو خان و پشت ديوار بعضى از دولتمندان كه با سنگهاى ( قلوه ) فرش شده مقدارى از هر كوچه را از احوال مذكور خارج كرده بود .
آبپاشى خيابانها
پيادهروهاى خيابانهاى ناصريه و باب همايون و لالهزار كه مجاورت با ارك شاهى داشت جهت كم كردن گرد و غبار با همين سنگهاى قلوهفرش شده بود و سطح آنها كه تردد چهارپايان و اسب و الاغ و گارى و درشكه و اواخر اتومبيل بود و خاك زيادتر بلند مينمود ، در صدارت سيد ضياء الدين دستور شد صبح و عصر آبپاشى بشوند و براى اين كار سپورها با پاچههاى تا بالاى زانو لوله كرده در جوىها رفته با دلوچههاى دستهدراز متحرك آنها را آب ميپاشيدند .
پس از آن ادارهء قورخانه به فكر آبپاش خودكار برآمده منبع آهنى بشكهمانندى كه در عقبش لولهى دراز سوراخ كردهاى كار گذاشته شيرى بر آن تعبيه كرده بود بر روى گارى اسبىاى نصب كرده به كار گمارد ، با اين صورت كار كه بشكهاش را سپورها با دلوچه از آبراهى پر كرده به محل آبپاشى ميآوردند و در آنجا شيرش را باز نموده اسبها را به تاخت ميآوردند و هنوز اسبها دور بر نداشته آب بشكه تمام و لازم به تجديد پر كردن ميگرديد و تا پر كردن و
هامش
( 16 ) . چون آبريزگاه و وسيلهء تخليه نبود ناچار كه مردم رفع و دفع خود كنار كوچه و پاى ديوار ميكردند .