ادارهء آتشنشانى ) بوجود آمده بود ، تا زمان اخراج كورههاى آجرپزى و آهكپزى از داخل شهر به خارج كه بقايايشان از گورها بيرون آورده شده ، خاكشان غربال گشته خشت كنگرهء ايوانها تا نشيمن موالها و چاهكها گرديدند ! و رويشان براى كاركنان بلديه خانههاى يك طبقهء دو سه اطاقه ساخته شده ، با دست بدست شدن بعضى كارمندان دونپايهء دولتى و كمبضاعتها در آنها زيست ميكنند .
دوم : قبرستان ( سر قبر آقا ) ، محل شهردارى و بيمارستان و زايشگاه فعلى كه خاكروبههاى تمام شهر در آنجا جمع شده توسط دولابىها سرند و غربال شده براى كشت و زرع حمل ميگرديد و باقيماندههاى آن در همانجا مانده به صورت تل عظيمى با بوى زنندهء عفنى وسط قبرستان خودنمائى مينمود . محل دفن اطفال و مردههاى كنار و گوشهى بىصاحب و اموات بىارزشى كه حتى مردم زحمت حمل ايشان را تا گورستان چهارده معصوم به خود نميدادند . قبرستانى كه در قحطىها و وبائىها و باد سامهاى از زمان ناصر الدينشاه ببعد بوجود آمده بود و اطراف آن مخروبههاى خانههاى بىصاحبى كه در اثر همان بلايا خود سكنهشان از ميان رفته ، اجساد و اجسام افرادشان در درونشان بىكفن و دفن مانده « 2 » ، جنازههاى در كوچه خيابانهاى شهر مانده نيز كه بدون غسل و كفن به اطاقهايشان كنار هم نهاده رها شده ، باد و باران ، طاق و ديوارهايشان بر بالايشان
هامش
( 2 ) . كشت و كشتار قحطىها و وباها و مشمشهها و باد سامها كه بادهاى سمزا بوده چنان بوده كه نعشها در كوچه و بازارها مانند هيزم بر روى هم دسته ميشده ، گارى گارى بگورستان يعنى همين اطاقها حمل ميشده و خالى از سكنه ماندن خانههاى سر قبر آقا هم منحصر به آن نقطه نبوده كه زيادتر اماكن شهر پس از هريك از اين بيمارىها و قحط و غلاها به اين صورت درميآمده است و بلايائى كه هربار ثلث تا نيم و دو سوم اهالى را نابود ميكرده است و چه زياد خانهها و دكاكينى را كه خود نگارنده شاهد بيصاحب مانده بودنشان بوده كه منزل سگها و گداها شده بود .