عمرهاى زيادتر ميزيستند !
كوچهها و معابر
بطوريكه مختصرا ذكرش در گذشته برفت معابر تهران شامل بود بر چند خيابان بىتناسب اصلى كه شمارهء آنها از آحاد تجاوز نمينمود و راههاى ديگر و معابر و بازار ، بازارچههاى بدقوارهء تنگ و گشاد كج و معوج بىنقشهء بدمنظرى كه در مسيل و مسير آبها و انهار و حوالى كوچه باغهاى اوليه با اعوجاج آنها بوجود آمده بود كه آن نيز بخاطر قدرت زورمندان كه در احداث ساختمان ، يا تجديد و تعمير بنا مورد تجاوز قرار گرفته هريك توسطشان قسمتى از كوچه و معبر عام تصاحب شده بود بىتناسبتر و بدقوارهتر گرديده بود .
تا آنكه ظاهر شود ضعف بىپناهان و قدرت متنفذين چه ارتباطى با عدم تناسب كوچهها ميتوانست داشته باشد ؟ بايد گفت اولا در تقسيم زمينهاى بزرگ به كوچكتر و راهكشى و معبركشى و مثل آن هيچ ناظر و نظارت و قانونى وجود نداشت و هركس ميتوانست زمين خود را به هر صورت كه ميل داشته باشد خرد و تقسيم و تفكيك نموده ، ساخته يا به فروش برساند ، كه اين اول عامل بود تا كوچههاى تنگ و معابر غير مستقيم و كوچه ، معبرهاى بنبست بوجود بيايد ، چه هيچ صاحب زمينى حاضر نبود به اختيار خود قسمتى از مال و دارائى خويش فداى فراخى و راست و درستى معبر و راحت مردم نمايد و حق هم داشتند كه تا قانون و زور بسته به آن نباشد هيچكس تن به چنان خسارت نميدهد .
ديگر خود ساختمانها و عمارات و خانهها بود كه در ساخت و سازشان ضابطه وجود نداشته ، هركس ميتوانست بهر صورت كه ميل و حاجت و تمنا داشته باشد ساختمان نمايد ، علاوه بر عدم نقشه و طرح براى بنا كه همهء اسلوبها و معمارىها در رغبت و خواست و نخواست و استطاعت و عدم استطاعت صاحب ساختمان خلاصه ميگرديد ، در اين معنى كه يكى قطعه زمينى