همه چيز بوده بمراتب براى طهارت و وضو از آب قليل غير كر اگرچه از مظهر قنات و چشمه بوده باشد قابل قبولتر ميآمد و فقط كافى بود كه قبلا با زدن ته آفتابه يا پس و پيش كردن آن با سر پنجه جانوران را بسوى ديگر گريزانده راه را براى رفع حاجت باز بكنند !
بعد از آب خانهها آب حمامهاى محلات دورافتاده از آب بود كه چون حمامىها هرگز جهت زيادى مصرف و اينكه چندانكه راهآبشان گشوده ميشد تمام آب جو را يك جا ميبلعيد و مردم مانع ميشدند در شبها كه مصرف خانهدارها بود به آن دست نمييافتند و روزها نيز تا قابل استفاده بود اهل محل راه به آن نميدادند ، ناچار از بدترين آبها يعنى آبى كه ابتدا به محل وارد شده از فرط نفرت و عفونت و فضول و زوائد كه ته جويها را شسته با خود آورده بود و لجنى بود كه حتى براى شرب باغچهها به كار نميآمد كارگذارى ميكردند ، يعنى آبى كه بدون دغدغهء خاطر و نزاع و مرافعه و جنگ و جدال ميتوانستند روانهء آبگيرهاى حمام نمايند ، آبى كه از فرط كثافت و بدبوئى و سياهى مردم براى آبپاشى و پاى درختهاى كوچه و خيابان دادن كه آنها را ميخشكانيد اجتناب ميورزيدند .
پس از حمامها هم آبانبارهاى وقفى بود كه يكسره راه آب آن گشوده تا چه آبى از مصرف و حاجت اهالى بدور مانده خودبخود به آنها برود و با اندك توجه به اوضاع و احوال خانهدارها و حمامىها كه همراه رشوه و پول ناهار چاى و پيشكش تعارفات قبا و عبا و مثل آن آبشان آن مايعات بود ميتوان به سهولت پى به آب آبانبارهاى وقفى بىصاحب و باعثى كه آب آن را بايد پسماندههاى مردم ، حتى حمامىها و آب بارانى كه پس از شستن كوچه و معبر داخل نهر شود تأمين كند برد كه بايد داراى چه وضع بوده باشند ؟ !
با اينهمه آنچه مايهء توجه و تعجب مىباشد اينكه با چنين مايهء حياتى و استفادهاش از شرب و خوردن و طهارت و استحمام ، هرگز دچار با بيمارىهاى امروزه و كثرت آن نبوده چه بسا كه سالمتر و سرحالتر و با توش و توانها و
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 236
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٢٣٦