كرده ، تبليغ ، توصيفها نموده ، چراغانىها و هوچىگرىها كردند و ناموفق بدنبال پيشينيان شتافتند و در هر صورت در تمام دوره پنجاه ، شصت سالهء عمر خود نشد حمامىاى دست به روى آن گذارد كه متحمل خسارات و ضرر زيانهاى فراوان نشده اجبار به ترك آن پيدا ننمايد و مشترى و كارگرى نه كه از آن آفت و مرارت نديده با يكى دو روز كار در آن و يكى دو نوبت مراجعه مبتلا به امراض گوناگون ، مانند صرع و سرگيجه و ترس و خيالات و غش و ضعف و جنون و مثل آن نشده باشد و چنان شايع بود كه تونتابهاى آن بالاتفاق شنيدهاند كه از هنگام روشن كردن تون تا سرد شدن ، مرتب از كورهى آن كسى ( سوختم سوختم ) مىكند و در اينباره اعتقاد مردم بر اين بود كه چون آن مكان ابتدا قبرستان بوده « چنانچه محوطهى خود آتشنشانى نيز جزو همان قبرستان مىباشد » حتما صالحى ، عابدى ، مرد خدائى در محل كورهى آن مدفون مانده اين صدا از طرف او مىباشد !
همچنين دربارهء جن ؟ !
و اما حقايقى در اينباره از شنيدهها و مشاهدات نگارنده است كه قابل انكار نميباشد و اين آنكه واقعا بعضى خانهها را اين بليه ، يا واقعه يعنى سنگباران و آتشباران اتفاق مىافتاد ، چنانچه در همين اواخر يعنى در زمان اوج تمدن و عهد راديو و تلويزيون و موشك و طياره خانهاى در گذر ( آبمنگل ) متعلق به فيض يا فيّاض نامى دچار بلاى آتشسوزى مىشود ، به اين كيفيت كه ناگهان آتشى به پشت گردن يكى از اهالى خانه مىافتد و روز ديگر يكى ديگر از اهل خانه را آتش به داخل پيراهن مىافتد و به همين صورت روزى قسمتى از فرش اطاق طعمهى آتش مىشود و وقتى ناگهان از كمد و صندوق شعله برميخيزد و زمانى چهارچوبهاى در مشتعل ميگردد تا كار بتصور دشمن و عداوت به شكايت و كلانترى و شهربانى ميكشد و مأمور و متجسس روانه مىشود و بعضى از آنان