مىشود . زن ( چلهدار ) « 145 » پا به اطاق عروس نگذارد ، كه چلهى او به سر عروس افتاده آبستن نمىشد . عروس آب سرد استعمال ننمايد . تا سه روز كاچى قيقناق بخورد . از تاريكى و زير درخت ميوهدار اجتناب بكند .
اينها نيز معايب و محاسنى بود كه از شب زفاف از عروس و داماد بر سر زبانها ميافتاد : اگر داماد در حملهء اول موفق شده بود او را شيرداماد ميگفتند .
دختر را اگر راحت تصرف شده بود هلو برو تو گلو مىگفتند .
باز كردن داماد
ايضا اين اعمال و دستوراتى بود كه با آن دامادهاى بسته را باز ميكردند : سوره انا فتحنا را نوشته همراهش ميكردند . ( چهار قل ) يعنى سورههاى ( فلق و ناس و كافرون و توحيد ) را نوشته ، شسته با آن غسلش ميدادند . سورهى ( اذا جاء ) را بر كاسهء چينى نوشته ميليساندند . تبر بىدسته را در آتش داغ كرده ميگفتند تا بر آن بول بكند . چهارده ( الفتاح ) بر تخممرغ پخته نوشته ميخورانيدند . سوره ( انشقاق ) را نوشته زير شكم دختر ميبستند .
عقايدى دربارهء عروس
همچنين از عقايد بود كه اگر دختر در شب عروسى قاعده شود ( آمد ) دارد و كار و بار شوهرش خوب خواهد شد ، اما موجب اين ناراحتى كه خانوادهاش تا حمام و پاك شدنش بايد در خانه داماد كه سبكى داشت بسر ببرند . اگر شب عروسى باران ببارد عروس خوشقدم و پرروزى مىباشد . اگر عروس خوابش ببرد زيارت امام قسمتش مىشود . اگر ته ديگ پلو بخورد بهار آن سال تربهار مىشود . بعلاوهى اين خواص كه در او مىباشد .
هامش
( 145 ) . زنى كه حملش به تأخير افتاده باشد .