بشمار ميآمد كه فقير و غنى و دارا و ندار بدان گردن مينهادند و ديگر ( عروسكشان ) كه چون مدعوين حضور يافته سرگرميهاى مجلس از قبيل مداح و ( مولودىخوان ) « 130 » يا مطرب و نوازنده حاضران را مشغول داشته يكى دو ساعتى از شب ميگذشت عدهاى از فاميل نزديك داماد و يكى دو ريشسفيد ، گيسسفيد با آئينه و چراغ و لاله و شمعدان به دنبال عروس رفته ، در خانهء او با شربت و شيرينى پذيرائى شده ، با اجازهء پدر و مادر عروس عقدنامهء دختر را با قواره پارچهاى كه براى خلعتى مادر عروس گرفته در بغچهء سنگينى بسته بودند جلو مادر عروس گذارده عروس را تحويل گرفته حركت ميدادند و در اين حركت بود كه گريه و زارى و شيون و شين اهل خانه و عروس كه به اثر مفارقت از يكدگر بلند شده بود خانه را پر مينمود و در آخر مرتبش كرده ، چادر نماز و تور صورت و گل و گيلهاش را درستى راستى كرده آئينه قرآن و آب و اسفند آورده سه مرتبه از زير سينى آب و آئينه و قرآنكه در هر بار بايد قرآن را ببوسد ردش كرده ، اسفند برايش در آتش ريخته با گفتن ( به سلامتيت باشه ايشاللا - خدا به همراهت ) وسط حصارى از زنان دنبالكننده كه از نظر و ديد نامحرم به دور باشد روانهاش ميساختند .
معمولا در اثر نزديكى راهها و اينكه غالبا وصلتها از نزديكان و در دور و برىهاى خود صورت ميگرفت عروس پياده حركت مينمود ، مگر راههاى دور كه درشكه و كالسكه به كار گرفته ميشد و در حالت ، چه پياده بود و چه سواره در طول مسير تمام اهل محل باخبر كردن يكدگر از كوچهها و خانه بيرون ريخته براى ديدن عروس ميآمدند و گله به گله خانهدارهاى خيرانديش برايش منقل آتش آورده اسفند در آتش ميريختند و با ما شاء اللّه . لا حول و لا قوة الا باللّه گفتن و
هامش
( 130 ) . روضهخوانهاى زن و مردى كه روضههاى شادى ميخواندند .