تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
ديگر اعتقاد آنكه زخم قمه را خود امام حسين خوب مىكند و علاجش را همان آب خزينه قرار داده لازم به دوادرمان ديگر نميباشد ، و بعد از آن كه براى بريدگىها و شكافهاى هولناك به كار ميآمد : سوخته‌ى پنبه . سوخته‌ى پرمرغ . سوخته‌ى موى آدمى و بهتر از هر مو موى سر خود زخم‌دار كه ميگفتند برو برگرد نميكند . سائيده‌ى گچ كه هم خون را بند آورده و هم موجب جوش خوردن آن ميگرديد . سائيده‌ى مازو ، تار عنكبوت ، خاك تربت « كوبيده مهر نمازى كه از تربت حسين باشد يا تربيتى كه جهت تبرك از كربلا آمده بود » ( بايد توجه داشت كه غالب كزازها نيز از خاك توليد مىشود ! ) روغن عقرب « روغن چراغ يا روغن كرچكى كه در آن عقرب‌هاى زنده انداخته باشند » . پيه و زردچوبه .

دستهء سنگ‌زن‌ها

يكى ديگر از دسته‌ها دستهء سنگ‌زن‌ها بود كه افراد آن بجاى سينه زدن و زنجير زدن و غيره هر يك دو قلوه‌سنگ بدست گرفته با نواى نوحه‌خوان و صداى سنج بهم ميزدند ، به اين ترتيب كه هر زدن آنها سه ضربه داشت كه سنگ‌زن‌ها ، در حالى كه دو صف دراز روبروى هم را تشكيل ميدادند با خم و راست شدن ، يكى را نزديك زمين و يكى را برابر شكم و يكى را بالاى سر ميكوفتند ، بر اين نشانه كه روز عاشورا از جانب اشقيا چنين سنگهائى بر سر و پا و سينه و بدن امام و شهدا خورده بود ، و اين شعر كه سنگ و سينه را نه براى امام و بلكه بخاطر سود و شكم ميزنند ساخته شده بود :
ما سنگ زنيم سينه زنيم آمورچه خانيم * حلوا شله زرد خوب ميتپانيم

شبيه زين العباد !

افرادى نيز نذر مصيبت امام زين العابدين ( ع ) داشتند به اين صورت كه از مدتها قبل از محرم مچ پاها و بيخ بازوان و حلقه‌ى گردن خود را با زخم تيغ و نشتر و ( تيزآب ) مجروح ساخته به چرك مينشانيدند و در روز عاشورا و يازدهم و دوازدهم آنها را سوار شتر برهنه كرده مواضع مجروحشان را با زنجير و غل جامعه « 74 » بسته داخل دسته بتماشا ميگذاشتند ! بنشانه‌ى
هامش
( 74 ) . زنجيرى چند رشته‌اى گران كه با آن دست و پا و گردن يك جا مقلول بشود .
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 413 | جعفر شهرى باف