اسارت امام و اينكه با چنان حالتى او را ببارگاه يزيد رسانيدهاند . جراحاتى كه غالبا موجب موت نذر كردگان شده اينان نيز به ديگران ميپيوستند !
قفل آجين
ديگر افرادى نيز بودند كه نذر قفل آجين مىكردند و آن نيز چنين بود كه از مدتى قبل اندام خود با داروهاى كرخكننده بيحس نموده ، قسمتهاى بدن ، از گردن به پائين را سوراخها كرده از آنها قفل و تيغ و نيزه و خنجر و پيكان تيز و سيخ و ميخ و درفش و چاقو و شمشير و امثال آن ميگذرانيدند و خود جلوى دسته به معرض نمايش مىگذاشتند ، تا جائى كه از حدّت و زحمت جراحات و سنگينى آلات مگر جسد بىجانشان بود كه طى طريق مىنمود و بعضى را كه سوار اسب مىكردند . راه رفتنى كه به سختى و مرارت بسيار صورت گرفته كه هر قدمش لحظاتى طول مىكشيد و افرادى در اطرافشان مواظبشان باشند در سوار بودن ، به همچنين كه مراقبتشان از سقوط بكنند .
شمع آجين ؟
اين نيز تصورات ديگرى از بلاياى اسرا و شهداى كربلا بود كه سر حسين در تنور خولى رفته ، خيمه خرگاه امام به آتش كشيده شده ، آتش از آنها بدامان زنان و اطفال صغير امام سرايت نموده ، لذا به تلافى آن ! افرادى بگونهاى قفل آجين نقاطى از بدن خود سوراخ نموده بر آنها شمع نشانيده روشن مىكردند ، كه گاهى در تمام شدن شمع فتيلهء آنها از چربى بدنشان روغن ميگرفت ، بعلاوهى قفل و زنجيرهايى نيز كه از نقاط ديگر تن مىگذرانيدند و جلوى دسته ، كه جمعيت دسته هم بايد بخاطرشان قدمها را تا حد توقف كند بكند حركت مىكردند .
اكنون اينان چه سخت استخوانها و سنگ جانهايى بودند كه تا آن حد مىتوانستند تحمل مشقت و عوارض بعدى آن نموده دم نزنند ، بايد از گورشان كشيده ، از خودشان و آنها كه ترغيبشان مىكردند پرسيد ؟ !
نخل ؟
نخل كه بجاى تابوت امام ساخته مىشد ، متشكل بود از هودج يا عمارى مانندى از تير و