تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
بالاتر بياورند ، در حالى كه در طلاى زرد نقره اضافه كرده ، در اشرفى مس ميزدند و هر دو با فلزى ارزانتر عيار شده بود و اين همان طلاهاى هشت و ده و حداكثر دوازده عيارى بود كه بجاى طلاى هيجده تا بيست و دو به مشترى فروخته كاغذ ميدادند ، غير از تقلبات باطنى در آنها امثال گوشواره‌هاى خوشه‌انگورى و مارپيچى و دستبندهاى مارى و گل مرواريدهاى النگوها كه داخل آنها را لحيم نقره و سرب پر كرده وزنشان را چند برابر ميساختند . عجيب‌تر از آن كاغذ و ضمانتنامهء آن بود كه با اسم و آدرس خود بدست مشترى داده ، در صورت تقلبى و ناخالص بودن پس گرفتن آن را قيد ميكردند ، اما چون خريدار آن را در حمام برده ، يا ميان واجبى « كه از امتحانات زنها بود » خوابانده تقلبى بودنش معلوم و اگر نگين داشت غير اصلى بودن سنگهايش مشاهده ميگرديد و پس ميآوردند ، هرچه زيادتر در بازار دنبال دكان فروشنده ميگشتند ، كمتر آن را مييافتند ، چه فروشنده خود كاغذ و ضمانتنامه را هم جعلى و تقلبى چاپ كرده بود ، به اين صورت كه مثلا حاج محمد حسن با تبانى قبلى با حاج غلامرضا اسم و رسم دكان خود را نام و نشانى دكان او معلوم كرده بود و او نام و نشان حاج محمد حسن را روى خود گذاشته بود ، و در اين حالت بود كه خريدار چون طبق وضع دكان و ريخت و رؤيت به محل خريد خود آمده بود و در كاغذ و ضمانتنامه جاى ديگر معلوم شده محل ديگر را مينگريست كه حواله بجاى ديگر و ( سنگ قلاب ) « 5 » شده بود ديوانه شده فرياد و فغانش بلند ميگرديد .

زن و طلا

طلا براى زنان نه تنها زينت و تجمل به حساب ميآمد كه موجب آبرو و افتخارشان ميگرديد ، بلكه تأمين و آتيه و پس‌اندازى برايشان شمرده ميشد كه سبب دلگرمى روزهاى مبادايشان بود و تقويت قلوبشان مينمود « چنانچه شايد در طب قديم و كتب خواص اشياء هم كه همراه داشتن و نگريستن طلا را موجب قوت قلب و نور چشم دانسته‌اند جهتش همين باشد كه كار راه‌انداز روزهاى تنگ‌دستى و مايهء اميد مىباشد » كه از هر جا و هر گوشه‌كنار خرج و باج و خورد و خوراك خود زده ، قناعت كرده ، گرسنگى خورده طلا ميخريدند ، كه آن را هم
هامش
( 5 ) . پرت كردن ، گمراه كردن .
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 198 | جعفر شهرى باف