تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧

مسگرها - نقره‌فروشها - زرگرها !

بازار مسگرها كه قسمتى از بازار ( مرغىها ) ى سابق الذكر بود اگر چه قسمت اعظم دكاكين آن كم‌كم به صورت نقره‌فروشى و دنباله آن بقيافهء زرگرى درآمده بود ، اما از نظر كيفيت تغييرى در آن به عمل نيامده ، همان مسگرها بودند كه طرز ساخت و ساز اشياء خود را تغيير داده بودند ، به اين معنى كه در سابق از مس ، آفتابه لگن و طشت و باديه ميساختند و اينك همانها را گلدان و انگاره و شيرينىخورى و قاب آئينه و امثال آن نموده نازكه‌اى آب نقره رويشان داده بجاى نقره ميفروختند ، نقره‌هاى صددرصد و نود و پنج درصدى « 1 » ! كه گاهى بهفته نرسيده و اگر زياد دوام كرده بود دو سه ماه نشده آب نقرهء روى آنها رفته مس زيريشان با زشتترين رؤيت بيرون ميآمد ، و بعد از آن طلافروشها كه همان مس‌ها را عيار طلا كرده ، از آن دستبند و سينه‌ريز ساخته بجاى طلاى هيجده بيست « 2 » قالب ميكردند و هر روز دكاندارهاى اين بازارها هم بودند كه با مشتريان ( اره بده تيشه بگير ) داشتند و با مشتريان پس آورده كارشان به آجان و آجان‌كشى ميرسيد . در آن زمان از صنف طلاساز و منشعبات آن كه شامل نقره‌فروش و جواهرساز ميگرديد صنفى متقلب‌تر و نيرنگ‌بازتر و بىانصاف‌تر شناخته نشده بود كه شناسائى آنها منوط به آن بود تا كسى شيئى را از ايشان خريده دو سه نوبت با خود فروشنده يا در دكانهاى ديگر عوض و بدل نمايد كه در آخر نه تنها اصل متاع اوليهء خود را از دست نهاده بود ، بلكه چيزى هم سرانه و ( قلّقانه ) « 3 » ، ( چراغ الله ) « 4 » داده بود ، ديگر فروش طلاى آنها به دو نام بود كه طلاى زرد و طلاى اشرفى ميفروختند و اين بسته به پسند مشترى بود كه تا كدام يك را پسنديده قيمت آن را با مزايائى كه برايش ميتراشند
هامش
( 1 ) . عيار نقره را بر روى صد معين كرده‌اند چنانچه مقياس حرارت آب را از صد گرفته‌اند و هرچه از آن كمتر آيد درصد ( بار ) آن بوده ، يعنى مس داخل آن مىباشد . ( 2 ) . طلا را بر 24 عيار گرفته‌اند كه بر كمتر آن ( بار ) اضافه شده است . محك طلا را با سنگ محك و تيزآب ميزنند كه چون تيزآب به طلا برسد آنچه زائده در آن باشد حل شده مقدار خالص آن را معلوم مىكند كه تشخيص آن نيز بسته به نظر متخصص مىباشد . ( 3 ) . رشوه ، باج‌سبيل . ( 4 ) . چراغ آخر ، پولى كه معركه‌گيرها بعد از پولهاى ديگر مطالبه ميكنند .