بازارهاى مركزى
از بازارهاى ديگر كه هنوز هم بعضى آنها با تغييراتى سر پا مىباشد تكه بازار مسگرها ( بازار بعد از بازار بزازها مقابل كوچه تكيه دولت ) با چند دكان مسگرى و ( بازار زرگرها ) و ( بازار سرّاجها ) و منشعبات آنها ( بازار صحافها ) كه به بازار ساعتفروشها تبديل يافته و ( دالان گبرها ) كه گبرها در آن تجارت قماش و فاستونىجات ميكردند و هر كس ميخواست مطابق پولش كه كلاه بسرش نرفته باشد جنس بخرد از كسبه آن كه به راستى و درستى امتحان شده بودند ميخريد ، اگر چه بسيارى هم معامله با آنها را كه كافر و مجوس و آتشپرست بودند حرام ميدانستند .
ديگر بازار دوختهفروشها يا بازار سمسارها بود كه اوايل دستفروشها و سمسارها در آن دكان داشتند و بعدا دوختهفروشها جانشين آن گرديدند ، كه از قبا سردارى ، مردابگى ، لباده ، تنبان تا كت و شلوار و پالتو ، دوخته در اختيار مشتريان ميگذاشتند .
كت و شلوار ، پالتوهائى كه در آنها بيش از وزن و مقدار هر كدامشان آت و آشغال ميگذاشتند ، مخصوصا كت و پالتوهايشان را كه در سرشانههايشان تا ريخت پيدا كند گونى پاره بجاى ( اپل ) گذاشته شانههاى آنها را پهن و عريض و شق و رق و سينههاى آنها را برآمده ميساختند ، و ديگر ( دالان امين الملك ) كه عطارهاى بنكدار در آن ميزيستند و الحال خرازىفروشها جانشين گرديدهاند .