بدبختى او ميگردد « 1 » .
در سفرى كه رستم از سيستان به مازندران مىكند تا كيكاووس را رهائى دهد هفت اتفاق غيرمترقبه پيش مىآيد كه آنها را هفتخان رستم ميگويند و عبارتند از كشتن شير ، نجات از گرما و تشنگى و كشتن اژدها ، هلاك كردن گنده پير جادو ، اسير كردن اولاد ، كشتن ارژنگ ديو و هلاك كردن ديو سپيد ( گچبرى شمارهء 1 و 2 قلعهء شيخ سيراف ) و آوردن كاووس شاه به ايران .
بهنگام شاهى كيكاووس و پسرش كيخسرو سه داستان غمانگيز و جانسوز رخ ميدهد كه يكى داستان رستم و سهراب ( گچبرى شماره 15 و 16 قلعهء شيخ سيراف ) بود كه منجر به كشته شدن سهراب بدست رستم مىشود ، ديگرى داستان سياوش و سودابه و فرنگيس ( گچبرى شماره 7 و 9 قلعهء شيخ سيراف ) بود كه منجر به آتش رفتن سياوش و كشته شدن او بدست افراسياب پدرزن خود و بريدن سرش در ميان طشت زرين ميگردد . سومى داستان بيژن و منيژه است كه منجر به زندانى شدن بيژن در چاه ميگردد و بالاخره نجات او كه بدست رستم انجام مىپذيرد . ( گچبرى شمارهء 13 قلعهء شيخ سيراف ) هرسه داستان را خوشبختانه هنرمند شيرازى گچكار به طرز بسيار شيوائى نشان داده است كه بموقع از آنها ياد خواهد شد .
يادآور مىشود كه در تمام مدت شاهى كيكاووس و كيخسرو پهلوانان نامى ايران كه در جنگهاى توران و هاماوران شركت داشتند عبارت بودند از رستم - گودرز -
هامش
( 1 ) - شرح داستان كيكاووس و رفتن او بمازندران و نيز هفتخان رستم و نجات كيكاووس و جنگ هاماوران بطور كامل در صفحات بعدى آمده است .