ميبوسند و نوازش ميكنند و در گوش هم آواز عشق و دلدادگى زمزمه ميكنند . كسى چه ميداند ، شايد درختهاى نر و ماده خرما در اين لحظه واقعا احساس لذت و سعادت ميكنند .
در بعضى از نخلستانهاى كرمان و اطراف بم ، رسم بر اينست كه با فرارسيدن بهار ، كه فصل عروسى نخلهاست ، صاحب نخلستان هنگام شروع ازدواج نخلها با يكديگر ، گاو و گوسفند - و اغلب شترى - را در نخلستان قربانى ميكنند و اين بدان خاطر است كه نخلستان آنها از چشمزخم حسودان در امان بماند و كسى نخلها را به اصطلاح چشم نزند . البته عمل قربانى براى نخلستانهائى صورت ميگيرد كه بسيار پربار باشند . در بعضى از نقاط كرمان دختران دمبخت عقيده دارند كه براى بختگشائى به نخلها متوسل شوند بدين ترتيب كه دختران باكره و دمبخت در روزى كه نخلها ازدواج ميكنند ، اگر يك قيطان ابريشم هفترنگ به تنهء درخت خرماى ماده ببندند و شب قبل از ازدواج نخل تا صبح پاى آن درخت بخوابند ، بختشان باز مىشود و تا بهار ديگر ، كه فصل عروسى نخلهاست حتما به خانهء شوهر خواهند رفت .
نكتهء مهم در ازدواج نخلها اينست كه نخل ماده فقط تا حدود و اندازهء معينى آمادگى پذيرش « گش » نخل نر را دارد و به همين جهت است كه كسانى كه « گش » نر را در چتر ماده ميريزند بايد كاملا وارد باشند و به همان اندازهاى « گش » را در درخت ماده بريزند كه قدرت پذيرش آن را دارد . ريختن مقدار كمتر از ميزان معين باعث مىشود كه خرماى نخل ماده نارس و كال بار بيايد و درخت ميوه ندهد - درست مثل زنانى كه فرزند نارس و يا ناقص العضو به دنيا مىآورند - و چنانچه بيش از اندازهء معين از « گش » نخل نر ، براى بارور كردن درخت خرماى ماده استفاده شود ميوه آن ميسوزد و از بين ميرود و بهرحال در هر دو صورت ، نخل ماده بطور طبيعى به عمل
سيراف ( بندر طاهرى ) ( فارسى ) — صفحة 279
مساهمون: غلامرضا معصومى
ص٢٧٩