تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيراف ( بندر طاهرى ) ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
ميكنند . مهره‌هاى رنگين به تنه و شاخه‌هاى چتر خرما مىآويزند و درست مثل اينكه عروسى را بزك كنند ، درخت ماده خرما را نيز آرايش و بزك ميكنند . صبح خيلى زود در روز ازدواج نخلها ، اهالى روستا در نخلستان جمع ميشوند . همه لباس‌هاى نو مىپوشند ، درست مثل اينكه در يك جشن عروسى ميخواهند شركت كنند . با طلوع آفتاب صبح بانگ ساز و دهل ، در نخلستانها مىپيچد . دختران و زنان هلهله مىكشند و مردان برقص‌هاى محلى دسته‌جمعى ميپردازند . شادى و سرور اهالى ده همچنان ادامه دارد كه صاحب نخلستان ، سوار بر يك شتر آذين بسته شده ، بميان جمعيت مىآيد . آنگاه زن سفيد - بختى به پاى اولين نخل ماده ميرود ، يك كوزه پرآب را پاى نخل بر زمين زده و ميشكند به نيت اينكه نخلستان هميشه سرسبز و پربركت بماند ( اين زن اهل همان روستا است كه نبايد كمتر از سه فرزند داشته باشد و ضمنا بچه‌اى هم از او نمرده باشد و بانتخاب صاحب نخلستان برگزيده مىشود ) پس از آن ساز و دهل‌چىها ، پاى نخل نرى كه اولين ازدواج‌كنندهء آن روز است ميروند و در حالى كه ساز و دهل ميزنند ، جوانى كه مأمور اين كار است و در انجام پيوند ازدواج نخلها مهارت دارد ، از نخل نر بالا ميرود و مادهء پودرى وسط چتر نخل نر « گش » را بيرون آورده و از درخت پائين مىآيد . سپس بسوى نخل ماده آرايش شده‌اى كه باد شاخه‌هاى آن را به ملايمت تكان ميدهد ميرود . . . . معمولا در اين جريان كوشش مىشود دو نخل نر و ماده‌اى براى ازدواج انتخاب شوند كه در كنار هم قرار دارند . وقتى كه مأمور ازدواج از نخل ماده بالا ميرود و « گش » را درون چتر نخل - يا شايد بتوان گفت عروس خانم - مىريزد زنها و دخترها هلهله و شادى ميكنند . دو نخل كه در كنار هم قرار دارند بر اثر وزش باد ، شاخ و برگ چترهايشان به طرف يكديگر خم مىشود و در اين لحظه ، درست مثل اينست كه نخلهاى نر و ماده يكديگر را