نمىآيد . در ميان انواع درختهاى خرما ، كه در نخلستانهاى جنوب ايران وجود دارد ، تنها يك نوع نخل است كه قدرت پذيرش هر مقدار « گش » نخل نر را دارد و اين نوع نخل هم نخل « حليلهاى » است كه خرماى آن بسيار معروف است و شهرت فراوان دارد . غير از نخل « حليلهاى » در ساير انواع نخل ، بايد باندازهء معين « گش » ريخته شود .
مرگ نخلها :
نخلها همانطورى كه ازدواج مىكنند و بارور مىشوند همانطور هم ميميرند . نخلها هنگام مرگ لحظهاى دردناك و حساسى دارند . مرگ يك نخل ، مرگ غمانگيزيست نقطهء مرگ ، درست در وسط تنهء نخل قرار دارد . در وسط تنهء درخت خرما ، مادهاى شيرهمانند وجود دارد كه در يك جدار بسيار نازك قرار گرفته است .
مرگ نخل ، به اين طريق صورت ميگيرد كه اين جدار پر از مادهء شيره مانند سوراخ مىشود . به همين جهت است كه در نخلستانها هرگز نبايد بدرختهاى خرما ميخ كوبيد ، زيرا كوبيدن ميخ باعث سوراخ شدن همان جدار حياتى نخل مىشود و در نتيجه درخت خشك شده و براى هميشه از بار دادن محروم خواهد شد . در بلوچستان ، سابق بر اين وقتى بين دو طايفه دشمنى و كدورتى پيش مىآمد آنها با ميخ زدن به نخلهاى يكديگر درختهاى خرما را از پاى درمىآوردند و ميكشتند و به اين طريق خسارتى بدشمن وارد ميكردند . در ساختمان ظاهرى درخت خرما نيز همان قانون كلى و هميشگى طبيعى يعنى ظرافت و لطافت و خشونت به چشم مىخورد بطوريكه تنهء درخت خرماى ماده ، از تنهء نخل نر بطور كاملا محسوسى ظريفتر و لاغرتر است . همچنين ظرافت شاخههاى چتر نخل ماده خيلى بيشتر از شاخههاى نخل نر است و نخل نر از نخل ماده خشنتر است . خشونت نرينه حتى در