پرش به محتوای اصلی

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحه 653

پدیدآورندگان:

ص۶۵۳
صديق كسى است كه عيب تو را در رو گويد و در غياب به حفظ تو كوشد ، پس او را از بهر خود بدار ! انسان بايد سر خود را به كسى گويد كه مستور دارد و احسان به كسى كند كه مشهور نمايد . هيچ بلايى بدتر از پشيمانى نيست . بسيار پادشاهان وزير خود را كشته و پشيمان گشته سودى نبخشيده . شرف مرد را از ادب او دان ، نه از كثرت مال و منال و اجلال ! نفس راحت كشد آن‌كس كه در زمان پادشاه عادل باشد و همسايهء صالح . سه كس سوى اجل عجول است : پادشاه سفاك ، صياد بىباك ، ناخداى نابلد . پرهيز باد تو را از دوستى دروغ‌زن كه آرزوهاى محال تو را آسان كند و كارهاى آسان تو را صعب نمايد .

از پندهاى حكماى متقدمين .

اگرچه به نظر اصحاب خبرت و ارباب بصيرت بسيار رسيده است ، از آن‌جايى كه مشك را هر قدر بيشتر استماع كنى ، عطرش بيشتر شود و بناى اين كتاب مستطاب بر ترقى و رونق ابناء وطن و تهذيب اخلاق در اهتمام مراعات و مساوات و مؤاسات است ، لذا لازم آمد كه از قول و افعال نيك تذكره شود ، كه اگر چنانچه يك نفر متنبه شود به سايرين هم اميدوار است سرايت كند و از فايده خالى نباشد . « و بالله التوفيق و عليه التكلان ! »
بگو هرچه خواهى كه حق گفته به * سخن همچو در است و در سفته به
اين نعمت عظمى - كه سخن راست - نعتش در زبان همچو منى كى گنجد كه اول ما خلق الله از كلمهء « كن » جميع موجودات پاى از كتم عدم به دايرهء وجود نهاده و شرف بنى نوع انسان بر سايهء حيوان از جهت سخن است و بسى اوليا و حكما و سلاطين آمده و رفته‌اند ، آثار از هيچ‌يك باقى نيست ، الّا سخن آن‌ها كه الى الابد باقى و پايدار است . سخن است كه صاحب خود را از حضيض خاك به اوج افلاك و از مذلت شرك به عزت ايمان رساند . سخن است كه لشكرها شكند و قلاع فتح كند . سخن است كه رجس معاصى شويد و طريق جنت پويد . سخن است كه يك كلمهء آن كرورها كتب پر كرده . سخن است كه قيمت آن از جميع گنج‌هاى زمين برتر است ، چنان‌چه از سلطان به سلطانى كرورها هداياى ذىقيمت برود حامل آن سخن نباشد ، پسند طبع پادشاه نيايد . سخن است كه زنگ از دل برد و جلا دهد .