صدر اعظم به تدابير ، اسبابچينى اين سفر را كاملا كرده . چنانچه سابقا عرض شده بود كه اعيان جميعا درصدد عزل صدر اعظم هستند ، صدر اعظم هم اين معنى را دريافته ، به جهت صلاح شخصى خود بودن در تختگاه را منافى حزم مىداند تا وقتى كه شايد يك يك اين مدعيان خانگى را براندازد و از ميان بردارد ؛ ولى از قرارى كه معلوم است مشكل بتواند . ماده مستعد است و شايد از بد بدتر شود . جماعت مدعيان شبنامه ايجاد كرده ، در كوچه و بازار مىاندازند و به دربندها مىچسبانند . حتى به نفس نفيس همايونى هم به وسايط غير معينه مىرسانند . از پادشاه راضى هستند . همهء گناهان صدر اعظم را با دلايل بينه در شبنامهها ثبت مىنمايند ، كه او سبب خرابى ايران گشته سى سال است كه تمام نقاط كرهء ارض از حضيض سفلى به اوج علوى ارتقا نموده ، برعكس ايران روز به روز روى به انحطاط نهاده ، ظلمت جهل تمام ايران را فراگرفته بىنظامى و بىقانونى از حد گذشته ، صدر اعظم هركس را مىخواهد پيش مىكند و هر كس را نخواهد پس مىبرد . گذشته از نجباى ملت و دانايان كار آگاه ، شاهزادگان عظام هم از تفرعن و بىاعتدالى اين مرد دلتنگ گشته ، چندى قبل حضرت و الا ظل السلطان تلگرافى در خصوص يك نفر از ارباب لقب به صدر اعظم زده بود ؛ صدر اعظم را غرور و سبعيت دامنگير شده ، به زور توسرى تلگراف را به حامل خورانيده بود . تصنيف ساختهاند در دف و دايره مىزنند :
صدر اعظم شاه ايران است * گويى نيست ؟ هست !
شاه هاىوهوى عنوان است * گويى نيست ؟ هست !
اول چيزى كه به ايران لازم مىباشد مكتب است و اين شخص در ضد مكتب ايستاده به شاه گفته بود : « نتيجهء مكتب را ملاحظه فرماييد كه طلاب روسيه چه شورشها برپا كردهاند . طلاب مكتب هيئت مضرىاند از براى دولت . » با اين صغرى و كبرى خيال سد جميع مكاتب را دارد .
بزرگترين مدعى او وزير دربار است ، اينها به همديگر افتاده راست و دروغ در حق يكديگر سخنان مضرتانگيز مىگويند و مقدمهها براى يكديگر مىچينند .
آن هم كبادهء صدارت مىكشد . بعضى رعايت جانب وزير دربار را مىكنند ، خصوص تركان . گمان دارند او بهتر از اين است ، ولى به خدا نه اين خوب است و نه آن . اين هم دارد علىرغم ميرزا على اصغر خان صدر اعظم باغ و پارك مىسازد .
از قرارى كه مىگويند اين پارك بهتر از آن پارك خواهد شد . كمتر از دويست هزار