است ، وزير جنگ است ، وزير ماليه است ، وزير داخله است ، وزير خارجه ، رسومات ، طرق ، معادن ، معارف ، بحريه ، خزانه ، دربار . علاوه ، از هر گونه روزى صدها تلگراف مىرسد ، از گرانى غله ، از ظلم حكام ، از تعدى طلاب مدارس ، از طرف علماى مملكت ، سفراى خارجه و هجوم عرايض ستمديده و مظلوم و حاكم و محكوم ، از صبح تا شام . سلمنا ! اگر اين صدر يك انسان تربيتيافتهء كاردان و عالم هم باشد ، چگونه در مقابل هجوم اين قدر مشاغل تحمل تواند نمود ؟ غير از اينكه بناى سبعيت و فحاشى و هتاكى گذاشته ، هر يكى را به يك كلمه لفظ پدر سوخته از سر خود دفع كند چارهاى نخواهد داشت . مگر در يك نفر انسان چه قدر تحمل و صبر مىشود ؟ خلقت او كه ماوراى خلقت بشر نيست . مگر اين آدم دو صد گوش و صد زبان و پنجاه چشم دارد ؟ آيا چنانچه يك نفر شخص اول دنيا را اختيار كنند ، جهت اصلاح عشرى از اعشار اين اوامر و نواهى كه عدل و داد در آن منظور باشد ، از عهده تواند برآمد ؟ لا و الله ! جز اين نخواهد شد كه ديده و مىبينيم . با همهء اين نواقص ، خيال شما آن است شهر شما مثل پاريس ، لشكر شما مانند آلمان ، عدليهء شما به پايهء امريكا باشد ؟ در اين صورت ، منتظر باش تا قائم مقام از باغ بيرون بيايد و يا امير كبير از حمام كاشان به درآيد !
شمهاى از تمدن ژاپون را اجمالا كه سبب ترقى ايشان شده گفتم . با وجودى كه قانون مدنيت اروپا را قبول كردهاند ، در مواظبت آيين و مذهب خود محكمتر از اول شده ، مراقب شئونات آيين مذهبى خود بيش از پيش هستند ، نسبت به ساير ارباب اديان امانت و ديانتى كه اينها دارند هيچ ملت ندارد ، همه روزه به رونق معابد و بتخانههاى خودشان مىافزايند . ولى اين فرنگىمآبان ما به محض اينكه يك ماه در فرنگستان ماندند ، و همين قدر تحصيل زبان و اخلاق كردند كه ايستاده بتوان شاشيد پس از مراجعت منكر آيين مذهب آبا و اجداد خود مىشوند . علاوه بر انكار خودشان ، در گمراهى ديگران هم اقامهء بينه و دليل مىنمايند ، يعنى همان دليلها كه در مكاتب فرنگستان از كشيشان پروتستانى ياد گرفته ، [ لا ] شعور بيان مىنمايند . بدبختانه عقيدهشان اين است كه شريعت مطهره مانع از اجراى قانون اساسى است . و اين قدر مدرك و تمييز ندارند كه اولين قانون مكمل دنيا را صاحب شريعت مطهرهء اسلام در عالم ارائه نموده است . روزى يكى از مستفرنگها كه خود را فاضلترين اهل ايران مىدانست و در فرنگىمآبى اول
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 382
مساهمون: حاجى زين العابدين مراغه اى
ص٣٨٢