تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
( خاتون‌آبادى . كتاب ياد شده ) و پس از اقامت كوتاهى در شيراز به طرف پايتخت ، عزيمت كردند . در نزديكى اصفهان محمد اكبر در يكى از باغهاى سلطنتى فرود آمد و شاه سليمان تا باغ مذكور به پيشواز او رفت . او نيز ، در باغ باستقبال شاه شتافت و سه قطعه جواهر يكى الماس يكى زمرد و ديگرى ياقوت گرانبها بطور ارمغان و راه‌آورد تقديم نمود . شاه سليمان سه جواهر را گرفته در دستار خود گذاشت « و بشوق و شعف بسيار معانقه نموده در پرسش احوال بسى تفقد فرمود » . از باغ تا خانه كه براى اكبر مقرر شده بود « پاىانداز زرباف و مخمل و دارائى كاشان و چهينت بندرى ( چيت ) كه قدرش در آنجا زياده‌تر از اينجاست » گسترده بودند . اسب‌سوارى شاه ايران و شاهزاده محمد - اكبر بالاى آن راه ميرفت . . . بعد ورود به دو راهه شاه سليمان عنان اسب كشيده اكبر را به بجائى كه براى او مقرر شده بود مرخص ساخت و ما يحتاج شاه‌زاده و آن مكان هرچه ميبايست مهيا داشت . « روز ديگر باز شاه قدم رنجه نمود اكبر را با خود بدولتخانه آورد و مسند عليحده براى او گسترده باعزاز و اكرام نشانيد و لازمه مهماندارى بنهايت مرتبه رسانيده وجهى لايق براى مصارفش معين فرمود . « ( ايضا » ص 345 ) . تاريخ ورود محمد اكبر به اصفهان را ( 1098 ه ) شاعر معاصر اسمعيل زبيحى در بيت زير آورده است :
بر اوج سلطنت ماه بلنداقبال جم‌شاهى * بعزم پاىبوس مهر عالمتاب دين آمد
( تذكره نصرآبادى . كتاب ياد شده . ص 300 ) . مانوچى مينويسد كه وقتى كه اورنگ‌زيب دانست كه پسرش ( اكبر ) به ايران رسيده است و مورد عنايت شاه سليمان قرار گرفته دستور داد نامه‌اى بدينمضمون نوشتند : « بموجب گزارش‌هاى موثق ميدانم كه اكبر ياغى نزد شما مىباشد . عليهذا پس از رويت اين نامه او را به زنجير كشيده نزد من گسيل داريد . اگر بدستور من عمل نكنيد شما را همانگونه كه دارا را تنبيه كردم مجازات خواهم نمود » . وزير اسدخان پس از اينكه نامه را ممهور ساخت پيش اورنگ‌زيب گذارده و گفت « طبق فرمان اعليحضرت اين نامه آماده شده است . كسى كه آن را بايد ببرد تعيين فرمائيد . درباره اين سوال كه چه كسى بايد آن را ببرد پاسخى ندارم » . ضمنا به امپراطور توجه داد كه هركس نامه را ببرد سر خود را از دست خواهد داد و شاه سليمان شخصا در راس در كشتى به هندوستان حمله خواهد كرد . اورنگ زيب پس از استماع اين سخنان كلماتى چند براى تجاهل ادا كرد ولى نامه مورد بحث هيچگاه فرستاده نشد « . ( كتاب ياد شده ص 157 ) . بنوبه خود شاه سليمان نيز علاقه‌اى بدخالت در امور هندوستان و آغاز جنگ با اورنگ - زيب نداشت . از اينرو پس از مدتى كه از اقامتش گذشت « چون اكبر اظهار امداد و اعانت و طلب
سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 346 | محمد ربيع بن محمد ابراهيم / عباس فاروقى