رخصت به هند نمود شاه گفت تا پدر شما زنده است مهمان عزيز ما هستيد و تا آن زمان اعانت و رفاقت از ما به عمل نخواهد آمد . بعد انتقال او كه كار بمقابله برادران افتد در تقديم خدمات خود را معاف و مقصر نخواهيم داشت » . ( سير المتاخرين . كتاب ياد شده . ص 345 ) .
بناچار اكبر در اصفهان مقيم شد يكى از خواهران شاه را به عقد خود درآورد ( مايلز - كتاب ياد شده . - ص 218 ) و در انتظار مرگ اورنگزيب و بازگشت به وطنش ايام ميگذرانيد .
طبيب و سياح ايتاليائى كاررى
( Careri )
ميگويد كه « شاه سليمان به شاهزاده اكبر اجازه داده بود كه در گردش و شكار از اسبهاى خاصه شاهى استفاده كند و روزانه ده تومان پول جيبى از خزانه دريافت دارد . » ( كاررى . سفرنامه . ترجمه نخجوانى و كارنگ . تبريز 1348 . ص 91 ) .
اما در هندوستان بدستور اورنگزيب دو دخترى را كه اكبر در موقع فرار بجاى گذارده بود به ترتيب به ازدواج سلطان معز الدين و سلطان عظيم الدين پسران شاه عالم درآوردند .
( مانوچى - كتاب نامبرده . ص 177 ) .
ضمنا هم دو زن وى كه قبل از عزيمت او حامله بودند و آنها را به حمايت بيوه رانا « جسونت سنگه »
Jaswant Singh
سپرده بود هريك پسرى به دنيا آورده و رانى باميد بازگشت اكبر تا آنجا كه مقدور بود از فرستادن فرزندان نزد اورنگزيب طفره رفت ولى سرانجام چون از بازگشت وى مايوس شد فرزندانش را به پيش اورنگزيب فرستاد .
« اين امر كه نوههاى او فقط به زبان راجپوت تكلم ميكردند موجب شگفتى اورنگ - زيب گرديد . در هر صورت پسران را نزد خود جا داد و با مهربانى با آنها رفتار نمود » . ( ايضا .
ص 178 ) در اين ميان شاه سليمان وفات يافت و پسرش شاه سلطانحسين جانشين او گرديد .
كاررى كه در مراسم تاجگذارى شاه سلطانحسين همراه سفراء لهستان و پاپ حضور داشته مينويسد كه موقعى كه انتظار خبر رسيدن ساعت شرفيابى را ميكشيديم « چهل تن از - ملتزمين ركاب اكبر كه همه لباس نيمتنه زربفت حرير اهدائى شاه را بر تن و دستار كوچكى از قماش نازك بر سر داشتند از پيش ما گذشتند » . ( كتاب ياد شده . ص 11 ) .
بگفته همين نويسنده فرداى روز تاجگذارى شاهزاده هندى ( اكبر ) هديه بزرگى به پيشگاه شاه تقديم داشت . اين هدايا عبارت بود از يك فيل - يك جام نقره و يك سبد زرين پر از گلهاى طلائى و نقرهاى مزين به سنگهاى گرانبها - اين هدايا جمعا 000 / 20 تومان ارزش داشت . « ( ايضا » . ص 112 ) .
شاه سلطان حسين بنوبه خود « به پسر مغول بزرگ هديهاى در حدود سه هزار تومان فرستاد . دو هزار تومان آن سكههاى سيم و زر بود و يكهزار تومان نيز انواع پارچه باضافه 12 دست خلعت . اما شاهزاده هندى از رسيدن به خدمت شاه اعتذار كرد چه وى خود را تا اربعين مرگ شاه سليمان عزادار ميدانست و به همين منظور قسمتى از ريش خود را هم بريده بود و منتظر