تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
پس از اخراج مغولها در زمان سلطنت يونگ‌لو
( Yung Lo )
سومين امپراطور سلسله مينگ سال 1437 ميلادى ديوارهاى قديمى شهر پكن را كه خاكى بود با آجر پوشانيدند و شهر را به سه قسمت به شكل مربع كه هريك در داخل ديگرى قرار گرفته بود منقسم ساختند درونىترين قسمت كاخ سلطنتى يا « شهر ممنوع » بود كه دور آن را باروئى به طول بيش از 6 / 3 كيلومتر و به ارتفاع متجاوز از 7 متر احاطه ميكرد و خندق اطراف اين بارو قريب به 60 متر عرض داشت در اطراف شهر ممنوع قسمت دوم كه نام « شهر زرد » هوانگ چنگ
Hwang Cheng
مترادف با شهر سلطنتى
Kung Cheng
مشهور بود بوسيله باروئى كه بيش از ده كيلومتر طول داشت احاطه مىشد : بالاخره قسمت سوم شهر بعدها بنام شهر تاتارها مشهور گرديد چون منچوها كه پس از تسلط بر چين در سال 1644 پايتخت خود را از شهر موكدن
( Mukden )
كه در آن زمان شنگ‌كينك
( Sheng King )
نام داشت به پكن منتقل كردند و چينىها را از محوطه مركزى شهر اخراج ساختند و آنها را مجبور به اقامت در قسمت جنوبى شهر نمودند و به جاى آنها شاهزادگان و اشراف منچوخانه و عمارات عالى برپا ساختند . خان باليغ شامل تمامى « شهر تاتار » ( قسمت شمالى شهر پكن فعلى ) ميگرديده ولى حدود شمالى آن 2 الى 3 كيلومتر از محدوده فعلى بيشتر بوده است . در اواسط قرن 16 ميلادى در زمان « چياچينگ »
( Chia Ching )
از سمت جنوب محدوده جديدى به شكل مربع مستطيل به شهر پكن اضافه گرديد كه ديوارهاى آن قريب به 14 ميل طول داشت و شامل 4 ميل از ديوار جنوبى شهر تاتار نيز ميگرديد بطوريكه طول باروهاى دو محدوده از 25 ميل ( 40 كيلومتر ) تجاوز مىنمود بدين طريق رقم « ده فرسنگ » كه در متن سفينه نوشته شده اغراق‌آميز مىباشد . ر ك به :
Bretschneider ; Archaeological and Historical Researches on Peking . Shanghai 1876 .

شمارهء 101

طبق اساطير چينى پس از اينكه « بسيط بزرگ » اوليه به دو اصل نر و ماده
( Yin , Yang )
جدا شد و اين دو اصل هم هريك به دو اصل « بيشتر و كمتر » تقسيم شدند در نتيجه اثر متقابل اين چهار اصل پئان‌كو
( P'an Ku )
بوجود آمد . اين اولين موجود كه از دانش ازلى برخوردار بود مأموريت داشت كه در جهان آشفته نظم برقرار سازد . معمولا تصوير پئان كو را به شكل مردى كوتاه قد و شاخدار كه لباسى از پوست خرس بر تن كرده و پيش‌بندى از برگ درخت بسته و در يكدست چكشى بزرگ و در دست ديگر اسكنه‌اى گرفته و مشغول شكل دادن به جهان است ترسيم ميكنند . پس از اينكه پتان‌كو آسمان را از عناصر روشن و درخشان