مطلب را روشن مىنمايد .
شمارهء 105
پطانى
( Patani )
نام بندر و ناحيهاى در منتهى اليه جنوبى كشور سيام و مجاور فدراسيون مالزى . شهر پطانى در حدود 000 / 10 نفر جمعيت دارد و اكثريت مردم آن مسلمان هستند و در احوال شخصى از دستورات شرع اسلام پيروى مىكنند ولى در ساير موارد تابع قوانين كشور تايلند مىباشند .
بنابه روايات محلى پسر پادشاه سيام
Chao Sri Bang Sa
پس از اينكه آن ناحيه را متصرف گرديد بدين اسلام مشرف شد و لقب سلطان روى خود گذارد و نام خود را نيز به سلطان احمد تغيير داد .
ولى محتملا در ابتداى قرن 16 ميلادى پس از اينكه سلاطين مسلمان ملاكه آن ناحيه را فتح كردند پادشاه آنجا تغيير مذهب داده به اسلام روآورده و با فاتحين متحد گرديده است در هر صورت
Mendoz Pinto
پرتغالى كه بين سالهاى 1534 و 1540 از آن شهر ديدن كرده است مىنويسد كه مردم آن از دين اسلام پيروى مينمايند .
( Mendoz Pinto ; Voyages and Adventures . Engl . Transl . Cogan . London . 1891 )
پرتغاليها پس از فتح ملاكه با پطانى باب مراوده را مفتوح ساخته و در آنجا به تجارت پرداختند پطانى روزبهروز توسعه و اهميت مىيافت تا اينكه در حوالى سال 1600 ميلادى كه انگليسىها و هلنديها به آنجا آمدند آن شهر يكى از مراكز مهم تجارت خاور دور محسوب ميگرديد و ملكهاى كه در آنجا سلطنت ميكرد 15 سال بود كه جانشين شوهر خود گرديده بود .
ولى فلوريس
Floris
كه در سال 1611 به پطانى رفته و در آنجا چند سال اقامت كرده است مىنويسد كه ملكه حق گمركى زيادى مطالبه مينمايد و ترجيح ميدهد كه به انگليسيها و هلنديها پول قرض بدهد و بهره بگيرد تا اينكه از آنها پارچه بخرد . بگفته همين نويسنده محصولات محلى مثل فلفل و يا صمغ و تجارت ابريشم زياد قابل توجه نمىباشد دزدى در همه جا رواج داشته است و از طرف ديگر هنگام اقامت وى بردگان اهل جاوه كه در خدمت بزرگان كشور بودند شورش كردند و شهر پطانى را آتش زدند .
Floris ( Van Ebling ) ; Voyages Ed . Moreland . Hakl . Soc . . 1934 . )
در اين شرايط پطانى اهميت گذشته خود را كمكم از دست داده و ظاهرا براى حفظ استقلال خود مجبور گرديد با همسايگان خود سيام و جهور
Johor
از راه دوستى نوعى تفاهم برقرار نمايد .
از اينرو در سال 1644 ملكه پطانى برادر كهتر سلطان عبد الجليل امپراطور جهور را به شوهرى پذيرفت ولى ظاهرا چندى بعد پطانى به علت هرجومرج داخلى در جهور مجبور گرديده