منزل دارد . او رئيس تمام كفار و اختياردار كليه منافعشان مىباشد » .
( ص 251 .
Odoric of Pordenone , The Travels . Engl . Transl . yule - Hakluyt . Soc . 1915 .
) تحشيهكنندگان سفرنامه اودريك درباره وجه اشتقاق كلمه عباسى از زبانهاى مغولى - سانسكريت و يا تركى فرضيههائى ارائه دادهاند ( ايضا ص 250 - 251 ) ولى آنچه بيشتر شباهت به عباسى دارد لفظ
Ubashi
مىباشد كه ظاهرا نام گروهى از روحانيون تبت بوده است .
ضمنا بايد متذكر گرديد كه در سفينه يكبار اين لغت به صورت عباشى با « ش » منقوط نوشته شده است . احتمال دارد كه تشابه لفظى بين كلمات اوباشى و عباشى يا عباسى افسانه بازماندگان آل برمك را بوجود آورده باشد .
شمارهء 98
پرتغاليها و بتقليد آنان ساير اروپائيها كلمه رخنگ را به ركن
Rakan
يا اركان
Arakan
تحريف كردهاند .
ساكنين ناحيه رخنگ كه در قسمت شمال غربى برمه و در مجاورت بنگاله واقعشده است ظاهرا از قرن دهم ميلادى به كيش بودائى گرويدند و در اين كشور تا سال 1742 سلاطين محلى استقلال خود را همچنان محفوظ داشتند ولى اين سلاطين در سكههاى خود لقب اسلامى انتخاب ميكردند . سياح ايطاليائى كنتى كه در اوائل قرن پانزدهم ميلادى از آنجا ديدن كرده است مىنويسد : « از مصب رود رخن
Rachan
پس از 6 روز مسافرت روى اين رودخانه به شهر بزرگى وارد شديم كه در كنار آن قرار گرفته و نام رودخانه را روى آن گذاردهاند . » ( كتاب ياد شده . ص 13 )
شهر رخنگ كه در فاصله 50 ميلى شمال شرقى پايتخت فعلى
Akyab
قرار گرفته بنام
Mrohaung
يعنى « شهر باستانى » خوانده مىشود .
كشور رخنگ در قرون شانزده و هفده ميلادى اهميت فراوانى يافت و در زمان سلطنت « مينبين »
Minbin
كه لقب اسلامى او « زبكشاه » بود بندر چاتگانكو
( Chittagong )
شاتىجام دريانوردان خليجفارس را متصرف گرديد . در سال 1660 ميلادى شاه شجاع كه در بنگاله از قواى برادرش اورنگزيب شكست خورده بود نزد پادشاه رخنگ پناهنده گرديد و اورنگ زيب بوسيله عوامل خود سعى نمود كه با پرداخت مبلغى وجه شاه را راضى به استرداد شجاع نمايد . در شرايطى نامعلوم ناگهان لشكريان رخنگ خانه شجاع را محاصره كردند و او در زدوخوردى كه بوقوع پيوست بقتل رسيد ( فوريه 1661 ) .
صاحب « سير المتاخرين » اين واقعه را به عبارات زير ذكر مىكند :
« خبر رسيد كه شجاع ششم ماه رمضان از جهانگيرنگر به ولايت رخنگ ره سپر ناكامى