در وقفنامه ديگرى باز « مالوجهات و خارج المال و ساير جهات ملك مزبور » نوشته شده است . ( ايضا . ص 272 ) .
و پطروشفسكى ( كشاورزى و مناسبات ارضى در ايران . ترجمه كشاورز 2 جلد . تهران 1344 جلد دوم ص 256 ) نيز معتقد است كه اصل كلمه « مالوجهات » مىباشد . اما چون در آن دوران ماليات اصلى را كه از محصولات كشاورزى وصول ميگرديد « مال » مىگفتند ( لمبتون .
مالك و زارع در ايران . ترجمه اميرى . تهران 1345 . فهرست لغات و اصطلاحات ) و « جهات » هم مالياتى بود كه بر صنايع تعلق ميگرفت ( فرهنگ معين ) اظهار نظر شده است كه اين تركيب بايد جدا از يكديگر نوشته شود . مثلا فرهنگ نفيسى آن را به صورت « مال و جهات » ضبط كرده و به معنى « اجاره اراضى » نوشته است . قزوينى بنوبه خود مالوجهات را « عايدى املاك و اراضى » دانسته و مىنويسد : « گمان ميكنم مراد نقد و جنس است ( مال - نقد + جهات جنس ) . » ( ياد - داشتهاى قزوينى - افشار تهران 1349 . جلد سوم . ص 282 ) .
ولى در فرمان شاه سلطان حسين به تاريخ ذيحجه الحرام سنه 1127 درباره معافيت مشايخ مير سالارى كوه گيلويه از پرداخت ماليات و عوارض دولتى مالوجهات جزء « شلتاقات » محسوب شده و متصديان مربوط از وصول آن ممنوع گرديدهاند .
( مجله بررسىهاى تاريخى - مرداد - شهريور 1352 ) .
شمارهء 104
ظاهرا مصالح الاملاك به وسائل كشاورزى مانند خيش و گاوآهن و امثالهم گفته ميشد و در وقفنامههاى اواخر عهد صفوى اين تركيب هميشه با « بذر و ضروريات زراعت » يا « مؤنات زراعت » همراه است . مثلا در وقفنامه مشهور شاه سلطان حسين كه به سال 1123 ه نوشته شده : « بعد از وضع ده نيم مزبور بذر در هر محل كه به جهت زراعت سنه آتيه در كار باشد و مصالح الاملاك و ساير مؤنات و ضروريات زراعت و امورى را كه دخل در آبادى موقوفات مزبوره و به عمل آمدن حاصل و منافع آنها داشته باشد . . . » ( سپنتا . كتاب ياد شده ص 128 ) .
يا در وقفنامه مدرسه نوريه اصفهان : « بعد از اخراج و وضع بذر مقرر معمول و مصالح الاملاك و مؤنات زراعت و نفقه القنوات . . . » ( ايضا . ص 88 ) يا در وقفنامه ديگرى از شاه سلطان حسين به سنه 1124 ه : « بعد از وضع حق التصدى و تعميرات ضرورى و ساير مؤنات زراعت و مصالح الاملاك و بذر سنه آتيه در عمل كه در كار باشد . . . » ( ايضا . ص 460 ) .
بالاخره در عريضه شكوائيهاى كه متوليان بقعه ايوب انصارى در تكاب كه اموالشان را به زور تصاحب كرده بودند به شاه سلطان حسين نوشتهاند ( مجله بررسيهاى تاريخى شماره مسلسل 50 - 1353 ) : سخن از « و اسب معه يراق و چند زوج عوامل ( گاو ) با مصالح الملاك ( مصالح الاملاك ) بردهاند . . . . . زوج » ( پشت عريضه . ص 88 ) رفته است كه به خوبى اين