تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
از طرف ديگر روحانيون ژاپنى كه حق نداشتند با زنان نزديكى نمايند با مستخدمين جوان ( چيگو
( Chigo
كه در خدمت معبد بودند خود را سرگرم ميساختند . مندلسلو كه در سال 1639 از ژاپن ديدن كرده است در اين باره مىنويسد : « چون براى آنها [ روحانيون ] عمل لواط مجاز شناخته شده اگر با زنها نزديكى كنند بقتل ميرسند » . ( ص 192 ) در جاى ديگر همين نويسنده اضافه مىكند : « امپراطور فعلى تا وقتى كه پس از مرگ پدر به سلطنت رسيد به علت اشتياق فراوان به غلامبارگى زن اختيار نكرده بود . . . و پس از اينكه ازدواج كرد باز هم به عمل سابق خود ادامه داد و زن زيبايش را ترك گفت و او نيز [ از غصه ] مريض گرديد . . . . چون دايه‌اش امپراطور را سرزنش ميكرد دستور داد كه زن و دايه و كليه زنان وابسته به آنها را در قصرى زندانى سازند » . ( ص 183 - 184 )
( Mandelslo ; The Voyages and Travels . Transl . Davies . London . 1642 )
در زمان بازديد مندلسلو امپراطور ژاپن
Go - Mizunoo
( 1596 - 1680 ) بود كه در سال 1611 ميلادى پس از استعفاء پدرش
Goyozei
بسلطنت رسيد . در سال 1620 « پس از مذاكرات طولانى » امپراطور با « كازوكو »
( Kazu - Ko )
دختر « هيدتادا »
( Hidetada )
دومين شگون خانواده توكوگاوا ازدواج كرد و 5 سال بعد او را بمرتبه امپراطوريس
( Chugo )
ارتقاء داد . ( ر ك
( Ponsonby - Fane : Kyoto , The Old Capital of Japan . Kyoto . 1956
ولى به زودى روابط امپراطور با شگون « ايميتسو »
( Iemitsu )
برادرزنش تيره گرديد و عنوان اعتراض از سلطنت استعفا كرد . معذلك براى مدت 50 سال تا زمان وفات ( 1680 ) و در دوران سلطنت اولادانش : ملكه « مىشو »
Meisho )
1623 - 1643 ) - « گوكوميو »
Cokoomyo - o )
1643 - 1654 ( گوسائى )
Gosaiu
1654 - 1663 ) و 17 سال اول سلطنت « رىگن »
Reigen )
1663 - 1687 ) همچنان اختيارات سلطنتى را در دست داشت و اين نوع حكومت را در تاريخ ژاپن بنام « اين‌سئى »
( Insei )
مىنامند . ضمنا صاحب « اخبار الصين و الهند » اين رسم را مخصوص چينىها ذكر مىكند : « و اهل الصين يلوطون بغلمان قد اقيموا لذلك بمنزله زوانى البدده » . مقصود از « زوانى البدده » رقاصه‌هاى بتخانه‌هاى هندو است كه آنها را « ديوداسى » مىنامند . ( اخبار الصين و الهند . كتاب ياد شده . ص 24 ) . هربرت « كه در اوائل » قرن هفدهم از سيام ديدن كرده است . مىنويسد كه در دورانهاى گذشته غلامبارگى در آنجا رواج فراوان داشت تا روزيكه ملكه آن را ممنوع ساخت و براى متخلفين مجازات مرگ تعيين نمود . ضمنا دستور داد كه من‌بعد در پوست غلفه كليه پسر بچه - هائيكه متولد ميشوند زنگوله‌اى طلائى نصب نمايند تا اگر علت آن را سوال كردند به آنها