تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
اما واق‌واق ظاهرا تحريف كلمه ژاپنى واككو
( Wa Ko Ku )
بمعنى « كشوروا »
( Wa )
مىباشد و « وا » احتمالا نام عشيره‌اى بوده است كه امپراطوران ژاپن به آن تعلق داشته‌اند . كلمه ژاپنى « وا » در زبان چينى « و »
( Wo )
تلفظ مىشود و معنى « كوتوله » را دارد . چينىها تا اواخر قرن نوزدهم كشور ژاپن را « وجن‌كو »
( Wo Jon Kuo )
يعنى « سرزمين كوتوله‌ها » يا « ونوكو »
( Wo nu Kuo )
يا سرزمين بردگان كوتاه قد مىناميدند . ( چئوجوكوا . كتاب ياد شده . ص 172 . زيرنويس ) . اين توصيف با آنچه كه رشيد الدين نوشته است وفق ميدهد . او مىنويسد : « در جهت جنوب شرقى همه جا تحت فرمان خاقان است به استثناء جزيره‌اى در درياى محيط بنام چيپانگو كه زياد از ساحل چورچه
Churche )
- منچورى ) و كائلى
Kaoli )
- كره ) دور نمىباشد . مردم آن كشور قدى كوتاه دارند با شكمى بزرگ و سرى كه در شانه فرو رفته است » . ( منتخباتى از جامع التواريخ رشيد الدين . در
Yule ; Cathay
جلد سوم . ص 129 ) ژاپنىها كه اين نام را نوعى اهانت به خود ميدانستند در سال 1895 ميلادى امپراطور چين را وادار ساختند تا با صدور فرمانى استعمال آن را در كشورش ممنوع سازد . در هر صورت نويسندگان اسلامى ژاپن را كشورى ثروتمند و جائى كه « طلا به مقدار زياد يافت مىشود به نحوى كه مهار چهارپايان و سلاح‌هاى خودشان و زنجير سگها را از طلا ميسازند » معرفى ميكنند ( مسعودى . اخبار الزمان . ص 36 ) . مسعودى اين سطور را بين سالهاى 336 ه ق ( سال خاتمه مروج الذهب ) و 345 ه ق ( تاليف نهائى التنبيه و الاشراف ) نوشته و جاى شگفتى است كه به شهادت تواريخ ژاپن يك قرن بعد آخرين نايب السلطنه خاندان هوجو
( HoJo )
كه معاصر با قبلاى قاآن بود بيش از 4000 سگ داشت كه آنها را تن‌پوش زربفت پوشانده سوار پالكى كرده و عصرها در شهر گردش ميدادند . بالاخره يادآور شويم كه در خاتمه حبيب السير از دو جزيره يكى واق كه « در بحر محيط » واقعشده ( جلد 4 . ص 699 ) و ديگرى « حلى واق كه متصل است به جزيره الزبخ ( ايضا . ص 670 ) نام برده شده است كه البته كلمه اخير را بايد به زابج مترادف جاوه تصحيح نمود . استنباط نگارنده اينست كه واق همان جزيره ژاپن مىباشد در صورتى كه واق‌واق را طبق نظر گابريل فراند بايد در مجاورت جاوه جستجو نمود . و تشابه لفظى سبب اشتباه جغرافى دانان متاخر است كه آن دو را يكى دانسته‌اند .

شمارهء 89

جزيره جاوه را جغرافىدانان اسلامى زابج ميناميدند . صاحب جهان‌نامه اين كلمه را معرب جابه ( جاوه ) دانسته و ميگويد : « جابه مملكتى عظيم است و اين لفظ در كتب معرب