تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
آدم پدر اوليه ما مىباشد در صورتى كه كفار آن را منسوب به بودا مىدانند . ( ص 273
( Marco Polo . La description . duMonde . Trad . Franc . Hambis . Paris . 1955 .
ضمنا ماركو اضافه مىنمايد كه چون خان مغول ( قبلاى ) در سال 1281 ميلادى بوسيله مسلمين كه از سيلان ديدن كرده بودند آگاهى يافت كه جاى پاى آدم در آنجا واقعست و دندانها و مو و كشكول او نيز در آن جزيره نگاهدارى مىشود سفرائى را اعزام داشت تا آن بقايا را به پايتخت چين آوردند . ( ايضا ص 273 - 274 ) ابن بطوطه نيز كه در سال 745 هجرى ( 1344 ميلادى ) از سيلان ديدن كرده است مينويسد كه در آن جزيره آدم را « بابا » و حوا را « ماما » مىنامند و قدمگاه دو راه دارد يكى جاده بابا كه صعب العبور است و جاده ماما كه هموارتر مىباشد زائرين براى صعود بقله از جاده اولى و در بازگشت از جاده ماما استفاده ميكنند . « جاى پا در روى صخره به شكل يك فرورفتگى نمودار است و طول آن 11 وجب مىباشد . مردم چين در گذشته محل انگشت ابهام و اطراف آن را بريده و با خود به معبدى كه در شهر زيتون
( Tswan Chari )
واقعشده برده‌اند و از نواحى دوردست به زيارت آن مىشتابند » ( كتاب ياد شده . ترجمه فارسى . ص 629 ) در جاى ديگر ابن بطوطه مينويسد كه شيخ ابو عبد الله بن خفيف شيرازى مشهور به شيخ كبير اولين كسى است كه راه قدمگاه را كشف نموده است ( ايضا . ص 205 ) بگفته صاحب ريحانه الارب چون محمد بن خفيف شيرازى ظاهرا بسال 331 يا 332 ه ( 942 يا 943 ميلادى ) در شيراز وفات كرده و بقعه او نيز در آن شهر موجود است ( محمد على مدرسى . ريحانه الارب . 8 جلد . تبريز 1349 . جلد سوم . ص 430 ) . ولى مهراز مينويسد كه « شيخ كبير در 23 رمضان 371 ه وفات يافت و او را در خانقاه خويش در شيراز دفن كردند و آرامگاه او هنوز موجود است « ليكن از سفر وى به هندوستان چيزى ذكر نمىكند . ( مهراز . بزرگان شيراز . ص 142 ) در زمان ابن بطوطه راهنماى قدمگاه شيخ عثمان شيرازى معروف به چاوش بوده كه مردم سيلان او را بسيار احترام ميكرده‌اند چه باوجوديكه سر گاوى را بريده بوده است بجاى اينكه او را به قتل برسانند فقط به بريدن يك دست و يك پاى وى قناعت كرده حتى براى تامين مخارجش عوائد بازارى را به وى اختصاص داده بوده‌اند . ( ابن بطوطه . ص 624 )

شمارهء 82

در متن خطى « نهادانيه » ذكر شده كه از « نهادونيه » كتاب نفايس الفنون فى عرائس العيون اقتباس گرديده است . ( چاپ تهران در 3 مجلد 1377 - 1379 ه ق . جلد دوم مقاله چهارم ص 285 ) .