شمارهء 15
در نسخهء اصلى « كوندر » نوشته شده است :
چون « كوندر » كه تحريف كلمه انگليسى كومندر
( Commander )
بمعنى « فرمانده » مىباشد براى خواننده ايرانى نامانوس بود همهجا به كومندر تصحيح گرديد ولى لازم بتذكر است كه اين لغت در زبان ملايو بشكلى كه در متن اصلى آمده و به همان معنى هنوز نيز استعمال ميگردد .
( ر ك به :
Wilkinson ; A Malay - English Dictionary London 1957 .
)
شمارهء 16
زير بادات - لغت « زيرباد » احتمالا ترجمه عبارت ملايو « د باوه انگين »
( Di Bawah angin )
در مقابل « د آتس انگين »
( Di atas angin )
كه بمعنى « بالاى باد » است مىباشد .
اين اصطلاح جغرافيائى از قديم الايام نزد دريانوردان ايرانى كه از بادهاى موسمى جنوب غربى و شمال شرقى براى رفت و برگشت به شرق اقصى استفاده ميكردهاند معمول بوده است . مقصود از كشورهاى « زيرباد » ( باد شمالى - غربى ) نواحى ملاقه ، سوماترا ، تناسرى ، پيگو ، بنگال است در صورتى كه جزاير سيلان ، ديباجات ( لاكديو و مالديو ) سقطره « بالا باد » ( باد جنوبى - غربى ) محسوب ميگرديدند . اين اصطلاح جغرافيائى تا اوائل قرن 18 ميلادى متداول بوده است مثلا عبد اللطيف شوشترى در تحفه العالم كه بسال 16 - 1215 ه ق ( 1800 ميلادى ) در هندوستان تأليف گرديده است ، مينويسد كه سلاطين پيگونامههاى خود را چنين شروع ميكنند « از پادشاه پيگو صاحب فيل سفيد و معدن ياقوت و الماس و طلا و نقره بفلان غلام بالا بادى » .
( تحفه العالم - نسخه خطى كتابخانه مركزى دانشگاه تهران ) .
شمارهء 17
برشكال در هندى
( Barshakal )
« موسم باران » را گويند . بيرونى در تحقيق ماللهند ( چاپ حيدرآباد - 1337 ه . ص 17 ) مىنويسد :
« ارض الهند تمطر مطر الحميم بالصيف و يسمونه برشكال » .
ميرزا صادق مينا ( متوفى در 1061 ه ) در تعريف بنگاله آورده است :
خوشا ملك بنگاله در برشكال * سوادش به روى زمين همچو خال
زمين پر ز آب و هوا پر ز تيغ * نهان آب در سبزه چون آب ميغ
نزد دريانوردان خليج فارس و درياى هند اين لغت به صورت « شكال » و يا « بشكال » استعمال ميشده است : ابن ماجد در « كتاب الفوائد » ( دمشق 1970 ص 327 ) « السفر من الذيبه اول ارتفاع مطر البشكال » و ابن بطوطه نيز در رحله ( چاپ مصر . ص 64 - 67 ) : « الشكال و عندهم هو المطر » .