شمارهء 18
صاحب تحفه العالم در توصيف تنبول مينويسد كه آن « برگى است شبيه به برگ ترنج و نارنج و با تندى و اندك تلخى بر درختان ديگر پيچد و بالا رود بدينجهت بر هر درختى چوبى نصب كنند تا بر آن پيچد و در آفتاب و باران هر دو به آن آسيب رسد و به اين سبب بر زراعت آن سقفهاى كپرى بندند تا از آسيب محفوظ ماند و در يمن و اراضى مسقط بسيار است و در آن دو مملكت نيز خورند . . . » ( تحفه العالم . نسخه خطى دانشگاه تهران )
با وجوديكه جويدن پان و سپارى دندانها را بنحو زنندهاى سياه مىكند ولى به علت خاصيت تقويت قوه باه استعمال آن در قاره هندوستان و جنوب شرقى آسيا بسيار معمول بوده است . بطوريكه اسدى در شعر زير بدان اشاره نموده :
به كف طاس روغن كهان و مهان * چو تنبول و فوفلش اندر دهان
ظاهرا جويدن تنبول در اواخر عصر صفوى در ايران نيز متداول بوده است چه عباسنامه جزء وقايع سنه پارسئيل 1073 ه . مينويسد :
« چون طبع هميون اعليحضرت خديو جهانرا رغبت تمام به خوردن پان مىباشد و درين اوقات اساس دوستى و التيام فيما بين اين پادشاه گردون احتشام [ شاه عباس ثانى ] و والى هندوستان [ اورنگزيب ] استحكام يافته و پادشاه والاجاه هندوستان نيز استشمام اين معنى نموده بود كه برگ پان پسند طبع اعليحضرت ظل رحمن است بنابراين مقدارى برگ پان با چند نفر از تنبوليان مصحوب محمد صادق كه از اهل اعتبار آن دولت است روانه درگاه جهان پناه نموده بود و محمد صادق بعد از گذرانيدن پان مدتى بر خوان احسان مهمان بود . . . »
( عباسنامه . كتاب ياد شده . ص 315 )
شمارهء 19
استفاده از چتر آفتابى كه از ظواهر تشخص محسوب ميگرديد در مدراس آن زمان فقط به فرمانده انگليسى و با اجازه او به ساير كارمندان عاليرتبه شركت هند شرقى و بانوانشان اختصاص داشت چتر آفتابى را انگليسىها
Kitty - Sol
( ماخوذ از پرتغالى
Quita Sol
دافع آفتاب ) و مستخدم مامور حمل آن را
Kitty - Sol Boy
ميخواندند . بعدها كلمه چتر ( سانسكريت
( Chhatra
را بصورتهاى مختلف
Chatyr ; Chitory , Chitree ,
تحريف كرده و حامل آن را
Chitree - Burdar
( چتر بردار ) ناميدند .
( Yule and Burnell ; Hobson - Jobson . London . 1903 )