و جمعى ديگر از ايل شمسى الدينلو و حاجيلر و غير ذلك به پايه سرير اعلى آمده ديگر باره فرق افتخار خود را به پوشيدن تاج و هاج دوازده ترك اثنىعشرى بفرقدين رسانيدند و پاشاى مزبور به لقب ارجمند خانى سرافراز شد . » ( اسكندر بيك تركمان . تاريخ عالمآراء عباسى . 2 جلد . تهران 1350 . جلد دوم . ص 669 ) .
شاه عباس حتى تاج مخصوص قزلباش را به علامت افتخار به بيگانگان نيز عطاء مىنمود و بنابه گفته پيتر و دلاواله پادشاه صفوى با دست خود تاج را بر سر ربرت شرلى انگليسى كه عنوان سفير به دربار پاپ و سلاطين ديگر اروپائى رفت گذارد
( پيتر دلاواله
Piotro della Valle
. سفرنامه . ترجمه شعاع الدين شفا . تهران 1348 . ص 53 )
شمارهء 3
در اين زمان پادشاه سيام نرائى
Narai
بود كه از سال 1657 تا سال 1688 ميلادى در آن كشور سلطنت نمود . مؤلف سفينه شروع سلطنت او را 8 محرم 1068 هجرى قمرى ( 17 اكتبر 1656 ) يادداشت كرده است ولى تاريخ رسمى سلطنت اين پادشاه كه به زبان سيامى نوشته شده شروع سلطنت وى را از سال 1018 تقويم رسمى سيامى واوك
Wawk
( پيجىئيل 1657 ميلادى ) و مرگ او را در ايتئيل
( Tjaw )
1044 ( آوريل 1682 ميلادى ) مىنويسد .
History of Siam , Reign of H . M , Somdetch P'ra Narai . Transl . by S . J .
( ص 45
Smith . Bangkok , 1880
البته اين رقم اخير اشتباه است چه ميدانيم كه مرگ نرائى در سال 1688 و پس از بازگشت سفراى فرانسه و ايران كه بين سالهاى 1685 و 1687 از آن كشور ديدن كردهاند بوقوع پيوست .
نرائى پسر سرى وراونگ
Sri Voravong
است كه بر اثر يك كودتاى نظامى احتمالا با كمك ايرانيان در سال 1630 به سلطنت رسيد ( ر ك : تعليقات شمارههاى 46 و 51 ) . اين پادشاه كه مردم او را « عنكبوت در بطرى » لقب داده بودند در سال 1656 وفات يافت و برادرش جانشين وى گرديد . ولى نرائى با مساعدت ايرانيان عموى خود را دستگير و او را بقتل رساند و خود بسلطنت نشست . ( 1657 ميلادى ) . نرائى يكى از بزرگترين سلاطين سيام محسوب ميگردد در زمان او ايرانيان مقامهاى عالى مملكتى را اشغال نمودند و حتى گارد محافظ او را نيز تشكيل ميدادند . و بگفته مؤلف سفينه اين پادشاه در طرز لباس پوشيدن و غذا خوردن و ساير رسوم از دربار صفوى تقليد ميكرد و حتى براى مقابله با دشمنان خارجى از شاه سليمان مدد خواست ( تعليقات شماره 4 ) ولى كمكم به علت عدم لياقت و دودستگى جامعه ايرانى سيام و