به « انجمن براى تبليغ ايمان » فرستاده مينويسد شاه سلطان حسين « امروز روز 7 اوت 2 ساعت بعد از نيمه شب در سن 26 سال و 17 ماهگى بجاى پدر نشست » ( در تاريخ كشيشان كرملى ايران - كتاب ياد شده جلد اول - ص 470 ) .
براى اطلاع بيشتر درباره وقايع وفات شاه سليمان و تاجگذارى شاه سلطان حسين به كتاب زير كه مولف آن ناشناخته است مراجعه نمائيد :
Relation de La mort SCHAH Soliman / Roy de Perse et du Couronnement de Sultan Ussain . . . Paris . 1696 .
شمارهء 2
وهاج در لغت معنى درخشنده و فروزان را دارد و « تاج و هاج » بمعنى تاج درخشان مىباشد ولى در اصطلاح ادارى و دربارى صفويه اين تركيب معنى بخصوصى را دارد . مثلا در تذكره الملوك كه نوعى راهنماى تشكيلات حكومت صفوى است جزء وظائف صاحبجمع قيجاچيخانه امرائى ( خياط خانه مخصوص امراء ) چنين آمده است : « هرگاه تاج و هاج خواهند به كسى دهند در سركار مزبور از زربفت بوم زر و غيره دوخته اولا در سركار مزبور جمع و ثانيا بخرج داده مىشود » .
( تذكره الملوك . متن فارسى . چاپ دبير سياقى . تهران 1332 . ص 30 ) مينورسكى تصور مينمايد كه اين همان تاجى است كه بگفته سانسون « وقف دوازده امام شد » و آن را چنين توصيف مىكند : » عرقچين بزرگى پوشيده از قلابدوزى و زربفت و داراى نوكى بلند و در اطراف آن چندين دالبر قرار دارد كه قسمت پائين آن بمليلههاى زرين احاطه شده است و قسمت فوقانى آن پر است از كلنگ » .
( مينورسكى : سازمان ادارى حكومت صفوى . ترجمه رجبنيا . تهران 1334 . ص 127 ) ولى شك نيست كه از تاج و هاج منظور همان تاج دوازده ترك اثنىعشرى يا كلاهى كه به ابتكار شاه حيدر پيروانش بر سر ميگذارند و به همين مناسبت نيز قزلباش نام گرفتند مىباشد .
بگفته تاريخ جهانآرا شاه اسمعيل تاج دوازده ترك حيدرى را تغيير داد بدينمعنى كه مقرر نمود « آن را در ميان گلى بگذارند و دستار سفيد بر دور آن تاج پيچيده جيقه و زلف و مار و ابلق نصب نمايند » .
( ملا ابو بكر تهرانى - تاريخ جهانآراء . نسخه خطى كتابخانه ملى تهران ) تا زمان شاه عباس كبير اين تاج منحصرا به صوفيان و طائفه قزلباش تعلق داشت ولى اين پادشاه كه ميخواست از قدرت آنان بكاهد برخى از امراء طوائف ديگر را نيز به استفاده از آن مفتخر ساخت . صاحب عالمآراء مىنويسد : « شمسى پاشا قزاقلر نيز با جماعتى از ايل مذكور . . .