طلا را به شكل گلى ساخته دماغ پادشاه سيام را از رايحه باجگذارى معطر به آن ميساخته و الحال سر در معجر تمرد كشيده است رسيده آب برداشته از آنجا روانه شده بعد از سه ماه سرگردانى دريا و گم كردن راه و نشستن كشتى به گل و رفتن آن از بندر ملاقه « 1 » به طرف جزاير خراب « 2 » كه در حوالى مكانى كه مسمى به پولو دنگدنگ « 3 » است واقعست و اشتداد باد مخالف و كمى آب كه هرچند ميخواستند كه كنارى بگيرند ممكن نميشد و وقوع آفت و زحمت بسيار در آنمدت به كوچى « 4 » و ملك مليبار « 5 » كه بندر آن در تصرف ولنديس است رسيده لنگر انداخته و چون موسم منقضى شده بجهاز شكستگى عظيم رسيده بود به بندر آنمكان رفته در تباهى « 6 » تا هشتماه در آنجا توقف روى داد و منالنفايس و حقيقت اين ملك چنانست كه باعتبار جنگل بسيار و نهرهائى بيشمار در هر دو سه روزه راه راجه و والى نشسته و با عدم ملك و خزانه و سپاه كوس لمن الملك زده خود را از ديگران ممتاز ميداند و راجه اينمكان هندوئيست و وضعى و سامانى ندارد و همان رعيت سپاه اوست و دستور آنجا چنانست كه چون راجه فوت مىشود همشيرهزاده بجاى او بر تخت مينشيند « 7 » و منشاء بر اين اينكه ميگويند كه در زمان بعثت حضرت رسالت صلوات اللّه و سلامه عليه و آله چنانچه ارباب سير و
هامش
( 1 ) -Malacca. ر ك به تعليقات شماره 106
( 2 ) - در اصطلاح دريانوردان خليج فارس سواحل غير معمور و فاقد بندر يا خالى از سكنه را خراب مىگفتند . ( معجم الالفاظ و المصطلحات الملاحيه . كتاب ياد شده )
( 3 ) - در متن اصلى « پل » نوشته شده كه به پولو( Pulau )كه در زبان ملايو بمعنى جزيره است تصحيح گرديد . صاحب المنهاج الفاخر دنجدنج را « دو جزيره بزرگ عارى از سكنه كه در امتداد يكديگر قرار گرفتهاند » ذكر مىكند . ( كتاب ياد شده . ص 125 )
( 4 ) -Cochin. ر ك به تعليقات شماره 107
( 5 ) - در متن مليوار آمده كه به مليبار تصحيح گرديد . ر ك به تعليقات شماره 108
( 6 ) - عبد الرزاق سمرقندى مىنويسد : « تجار دريا بار چنين حالى را كه چون شروع در سفر دريا كنند و ميسر نشود و در جائى به ضرورت مانند تباهى گويند » . ( مطلع السعدين و مجمع - البحرين . كتاب ياد شده . ص 770 )
( 7 ) - ابن بطوطه نيز در اينباره مىنويسد : « در اين ممالك فرزندان سلاطين حكومت را از پدر به ارث نمىبرند بلكه آن را خواهرزاده از دائى ارث مىبرد » . ( كتاب ياد شده - ترجمه فارسى - ص 583 )