دانسته و او را يقين حاصل شده بود كه از سلطنت طالع و نصيبى ندارد و نامردى سپاه چين را نيز ميدانسته لهذا استقبال كرده او را آورده بر مسند سلطنت مينشاند .
آنگاه شاهزاده مزبور كس نزد پدر فرستاده چندين هزار نفر ديگر طلبيده ملازم ميسازد و شروع به استحكام قواعد سلطنت و دادگسترى مىكند و چنانچه مشهور است كه در حينى كه اسكندر ذو القرنين مملكت چين را به نيروى عالمگيرى و اقبال متصرف مىشود بعد از ملاحظه نامردى مردان آنحدود مقرر ميدارد كه ايشانرا فرقى از فرق زنان نيست لهذا مردم انجا تمام موى سر گذاشته و بنوعى كه بندى در سيرت ايشان نيست آن را در صورت لباس آشكار ساخته در سراويل خود بند مگذرانند و از آن زمان تا حال در ميان ايشان سرموئى تخلف نكرده به آنوضع بسر ميبردهاند و موى سر را به نوعى پيچيده شانه بر آن محكم ميساخته ميلى از طلا چنانچه زنان به آن مفرق ميگشايند بر ميان مو ميگذرانند و چون ايام سلطنت اين شاه مىشود نسق را از سر گرفته مقرر ميدارد كه تمام اعالى و ادانى به طريق نسوان دو گيسو گذاشته سر بتراشند « 1 » . و چون اين معنى در ميان انجماعت بسيار باعث سرشكستگى بوده بسيارى از مردم آنجا سر خود گرفته بجزاير و شهرها و ولايتهاء ديگر رفته و برادر شاه سابق مدتى ملتجى بپادشاه پيگو شده بعد از آن جمع كثيرى از مردم چين مطلع شده بر سر او جمعيت و حميت كرده اراده گرفتن آنجا ميكنند اما اقبالشان مساعدت نكرده از
هامش
( 1 ) - از قديم الايام چينىها موهاى خود را به شكل كاكل بالاى سر جمع ميكردند ولى پس از تسلط منچوها بر آن كشور از سال 1645 كليه مردان چينى مجبور گرديدند كه به علامت اطاعت و وفادارى موى سر خود را بتراشند و در پشت دو گيسوى بلند( Pien tsu )بگذارند و لباس منچوها را بتن كنند . اين فرمان باعث شورشهاى متعددى گرديد كه از همه مهمتر شورش شهر كوچكKia - tingبود كه در آن بيش از 97 هزار نفر قتلعام گرديدند و 75 هزار نفر ديگر را نيز « براى مثال » در حومه شهر بقتل رساندند پس از آن مقاومت چينىها درهم شكست و بافتن گيسو تا سال 1912 ادامه يافت و سربازان ارتش انقلابى در كوچه و بازار و يا در قطارهاى راهآهن گيسوان همميهنان خود را مىبريدند تا نشان دهند كه سلسله منچو منقرض گرديده است .