و كشتى احدى ديگر باينجهات متوجه و وارد آنحدود نميشد تا انكه در وقت مذكور جهازى از دلال سورتى كه بعزم تجارت و سودا از تيرهبختى بانولايت آمده بود از سركار ايشان به مقدارى نولى نمودند و آنجهازى بود كه كدخداى فلك آن را به جهت كاوين پيرزال گردون و شيربهاى عقد پروين مهيا نموده و نجار آسمان پارهتختهاش را بعد از آنكه هزار طوفان ديده بوده است سرمشق ساختن كشتى نوح گردانيده و پيش از انكه عجوزه دوران به رشته بافى ليالى و ايام در پس چرخ دولابى افلاك نشيند از پرده و ريسمانش نمونه برداشته و بىسامانى و خرابيش در آب باج از زلف خوبان دهر خرابهء ويرانى در خشكى گرفته . حاصل كه كشتى بدين سامان و نشان بمبلغى نولى كرده بنابر انكه مبادا بندگان مانند رفقا حسرت مراجعت را به آن دنيا برند تن را به قضا داده به نشستن آن كشكول ملك الموت راضى شده از آن ديار « 1 » خلاص گشته روانه گرديدند و چون چند روز طى مسافت دريا شد جهاز را خطر رسيده سوراخ شد و از هر طرف آنقدر آب داخل كشتى شد كه آب از سر شخص اميد گذشت و دل در بحر غرق شدن بست و با اينحال نيز باد مساعدت نكرده چون بخت تيره مخالفت ميورزيد و آب شيرين نزديك به اتمام رسيد از اينمعنى مذاق جان تلخ كام گرديد و بعد از محنت بسيار به پطانى « 2 » كه در يك سمت شهر ناو واقعست و از جمله زيربادات و درعين خوشى و خوبى و ارزانى و معموريست و اكثر ميوههاى آنولايت در آنجا مىشود و كافور و قلع و عود و صندل و بقم بهم ميرسد و طلاريزه نه بوضعى كه معدن معينى داشته باشد بلكه در شهر و صحارى آنجا مانند سنگريزه هر سال قدرى يافت مىشود و والى آنجا زنيست و رعاياى آنجا مسلمان و به مذهب شافعىاند و سابقا باعتبار تدبير آقا محمد وزير و پادشاه سيام و نامردى پادشاه آنجا جمعى را بىخبر فرستاده آن ملك را تاخت كرده بودند و بعد از آن صلح كردهاند و هر سال چند مثقال
هامش
( 1 ) - در متن اصلى دريا آمده است كه به ديار تصحيح گرديد .
( 2 ) -Pataniنام بندر و ناحيهاى در منتهى اليه جنوب كشور تايلند و مجاور فدراسيون مالزى ر ك به تعليقات شماره 105