تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
كرده خدمات به ايشان مرجوع ساخته هريك را درخور قابليت و استعداد نوازش مينمايند و بعد از قبض و بسط امور مملكت سركرده آنجماعت مردم را جمع و مجلسى كرده ساعتى خوش نمود ارادهء آن مىكند كه بر تخت فرمانروائى نشيند چون بپاى تخت ميرسد و تاج بر سر گذاشته ميخواهد كه بر فراز تخت قرار گيرد از ملهم غيبى به گوش او صدائى ميرسد كه : مصراع : اين مكان منزل شير است نه جولانگه تست « 1 » . و ديگر آنكه : نظم
نه هركه طرف كله كج نهاد و تند نشست * كلاه‌دارى و آئين سرورى داند « 2 »
و حكيم عليم صداعى چنانچه نزديك به انكه والى حياتش از تخت وجود برآيد عارض و به نوعى او را بىتاب مىسازد كه بىتابانه از تخت به زير مىافتد و چون تاج از سر مىگذاشت مدبر حكمت نهانى كلاه‌خود صداع از سرش برمىداشته بدين منوال تا يك ماه هر وقت پا بر تخت مينهاده همان مرض هواى همسرى او بر سرش مىافتاده . و بنابر آنكه : نظم
اگر بىدردسر مىبود در عالم جهانبانى * نمىماليد چرخ از كهكشان صندل به پيشانى
حكما به طلايه تدبير و تنقيه ايارج فكر و قرص طباشير « 3 » هموارى و به روغن بادام
هامش
( 1 ) - نظير : « اى مگس عرصه سيمرغ نه جولانگه تست » . ( 2 ) - دومين بيت از غزل مشهور حافظ كه مطلع آن چنين است :نه هركه چهره برافروخت دلبرى داند * نه هركه آينه سازد سكندرى داند .( 3 ) - طلايه دواى رقيقى كه بر تن مالند . آن را طلا نيز گويند . ( فرهنگ نظام ) ايارج ( معرب اياره ) مسهل مركب در طب . ( فرهنگ نظام ) . حكيم مؤمن جمع آن را « ايارجات » نوشته است . طباشير ( معرب تباشير ) داروى مشهور كه اصل آن را از جاوه مىآوردند . مندلسلو مىنويسد كه تجار ايرانى « هم وزن تباشير نقره ميدهند و آن را در طب براى تب‌هاى حاد و اخلاط خونى و مخصوصا در ظهور اولين علائم هر مرضى تجويز مىنمايند » . ( كتاب ياد شده . ص 120 )
سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 212 | محمد ربيع بن محمد ابراهيم / عباس فاروقى