و رايج زمان اوست . هرجا آيهاى يا حديثى مىآورد يا به شعرى تازى استناد مىكند ، براى رعايت حال خواننده آن را به فارسى برمىگرداند ؛ همچون نويسندگان دورهء نخست زبان فارسى كه برابريهاى معانى را به زبان عربى و فارسى رعايت مىكردند تا پيوستگى معنوى خويش را با خواننده از دست ندهند .
پيرجمال بر آن است كه طرحى نو به كار برده است ، گويد :
تا توانى طرح نو انداختن * هم توانى مركبت خوش تاختن
تا كه هر دم تازهرو باشى چو آب * بلكه تابى در جهان چون آفتاب
فتح الابواب )
يك صنجه ميزان حق آويختهام * بازار مقلّدان به هم ريختهام
خوانندهء اين كتاب عاشق گردد * داند كه دگر خاك به نو بيختهام
( ر - 166 )
در شعر به شيوهء شعراى اهل حق چون عطّار ، مولوى ، سعدى و عراقى توجه دارد . وزن مثنوىها بيشتر بر وزن مثنوى مولوى است و قصايد و رباعياتش به سبك عطار . در غزل شور و حال عاشقانه شيعى دارد گاه جمالى ، گاه غريب يا جمالى غريب تخلّص مىكند . با توجّه به اينكه شاعران و نويسندگان ادامهدهندگان واقعى فرهنگ و ادب پيش از خود هستند و آثارشان تبلور فرهنگ زمان ايشان است و ريشه در گذشتهء سنّتى دارد . شناسايى آنها مىتواند در تشخيص هويت فرهنگى اين مرزوبوم سودمند باشد .
نسخهشناسى آثار پيرجمال
1 . مجموعه ف 1321 پاريس 813 /
p . s
( بلوشه ) 1757 - به خط نستعليق 853 گ - 20 سطر - مجموعه رسايل منظوم و منثور از فضل اللّه جمالى اردستانى دهلوى ( فوت 901 ه ) بيان حقايق احوال مصطفى در هفت بخش . در پايان رباعياتى از افضل الدّين كاشانى به نام صفوة اهل التّحقيق آورده است . در اين نسخه احكام المحبّين ، قدرتنامه ، فرصتنامه ، مهرقلوب ، نهايت الحكمة ، بداية المحبة ، مصباح الارواح ، فتح الابواب ، شرح الواصلين ، نصرتنامه ، هداية المعرفة ، نور على نور و رباعيات آمده است . اين مجموعه در مثنوىهاى هفتگانه اصل قرار گرفته است . هم به دليل قدمت نسخه و هم به دليل سبك كتابت آن . ميكروفيلم آن در فهرست ميكروفيلمهاى دانشگاه تهران ، به