1370 به شماره 13060 ثبت است .
16 . نسخه كتابخانه نصيرى .
مجموعهء هفت مثنوى تعليمى ، عارفانه و عاشقانه پيرجمال اردستانى به نام بيان حقايق احوال مصطفى ( ص ) كه تقديم مىگردد عبارت است از : مصباح الارواح ، احكام المحبّين ، نهاية الحكمة ، بداية المحبة ، هداية المعرفة ، فتح الابواب ، شرح الواصلين .
پيرجمال در خلق اين مجموعه از هفت شهر عشق عطار در منطق الطير الهام گرفته است . در اين آثار زندگى پيامبر اسلام با ظرافت خاص به زبان شعر و نثر آمده است و دومين مثنوى تعليمى بعد از مثنوى مولوى را فراهم ساخته است و هدف خود را در ابيات زير مشخص كرده ، مىگويد :
جان عشق است و منطق طير است * شرح عاشق سرور هر پير است
شربت خوشگوار عطّار است * ياد ياران دمار اغيار است
غلبات شهنشه روم است * فرسيان را صريح معلوم است
آفتاب جهان جان على است * ماهتاب است و آبوتاب جلى است
لؤلؤ قعر بحر مصطفوى است * باده كهنه است و جام نويست
مرتضى ساقى و جمالى جام * مرتضى باده و كمالى كام
در اين مجموعه شعر و نثر به هم آميخته است و نوعى ادبيات تمثيلى ارائه مىگردد كه زندگى پيامبر اسلام بر بستر اعتقادى تشيع متبلور مىگردد و شاعر توانسته است عقيدهء مشترك نهضتهاى مردمى قرن هشتم و نهم را در آثار خويش بازگو كند .
مثنوى مصباح الارواح نخستين مثنوى اين مجموعه است كه با آيه
« اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . . . »
آغاز مىشود .
احكام المحبّين مثنوى با آيهء « لا اللّه الا اللّه
، هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ *
عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ » *
آغاز مىگردد . تحوّلات روحى شاعر بحث آغازين است سپس به خطبههاى عقد حضرت محمّد ( ص ) و خديجه ( ع ) مىپردازد .
نهايت الحكمة با آيهء
« إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ »
آغاز مىشود . نبوّت و ولايت خميرمايهء اين مثنوى است . وقايع سال چهارم و پنجم نبوّت داستان معراج و سلطهء روميان را بر شهر برار مطرح مىكند و به تعليمات عرفانى