است . ر . ك . شرح ديوان متنبى ص . . . و مضمون دو بيت زير ناظر به آن است :
برد كشتى آنجا كه خواهد خدا * اگر جامه بر تن درد ناخدا
يا :
خدا كشتى آنجا كه خواهد برد * اگر ناخدا جامه بر تن درد
در المنجد نيز جزء امثال ساير آمده است .
تجوع ترانى . . . - فقط در مرصاد ( ص 169 و 330 ) ديدم . قال النبى : اوحى الله تعالى الى عيسى و قال تجوع ترانى . . . الخ . حضرت امير مىفرمايد : « تجوع فان الجوع من عمل التقى » ( خاتمه غرر الحكم ص 34 ) كه با جزء اول حديث مناسبتى دارد . اين بيت را كه مؤلف نقل كرده ناظر به اين حديث است :
گرسنه شو آنگاه سيرم ببين * برهنه شو و باش با من قرين
تحببت اليهم بالنعم فعرفونى - ر . ك . حديث « كنت كنزا مخفيا . . . »
تعس عبد الدينار . . . - با تغييرها و اختلافاتى در كشف الخفا 994 به روايت از صحيح بخارى و سنن ابن ماجه نقل شده - در كنوز الحقائق ج 2 ص 67 قسمت اول حديث آمده است . همچنين در التاج الجامع ( ج 5 ص 148 ) و ص 571 خلاصه شرح تعرف ، و كشف المحجوب هجويرى ص 68 و كتابهاى ديگر نقل شده است .
تعلموا العلم فان العلم . . . - اين حديث در اتحاف السادة المتقين ج 1 ، ص 121 و احياء العلوم با اختلافى مختصر آمده است . حكايتى را كه مولانا در مثنوى به نظم آورده و آغاز آن چنين است :
گفت دانايى براى دوستان * كه درختى هست در هندوستان
كه كسى كز ميوهء او برخورد * نىشود پير و نه در عالم مرد
پادشاهى اين شنيد از صادقى * بر درخت و ميوهاش شد عاشقى
الخ . . . ظاهرا ناظر به اين حديث و بيان مضمون آن است . و در آخر مىگويد پادشاه براى دست يافتن به ميوهء آن درخت قاصدى دانا به هندوستان فرستاد . . . مرد جوينده چون هرچه جستجو كرد چيزى نيافت ، ناچار ارشاد و استمداد را نزد شيخى از بزرگان آن ديار رفت و ماجرا باز گفت :
شيخ خنديد و بگفتش اى سليم * اين درخت علم باشد اى عليم
ر . ك . مثنوى ص 194 .