تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
گه از ميوه آرايش خوان دهد * گه از سايه آسايش جان دهد
خواستم كه آن نونهال باغ دولت به آب علم و حكمت پرورده گردد ، و آن گلبرگ طرى كه آرايش گلشن سرورى است به نسيم حقايق و زلال دقايق شكفته شود ، و آن شمع مجلس‌افروز از نور سينه بىكينهء پرسكينهء اهل درد و سوز ، فروغ و ضيا اندوزد ، لا جرم اين كتاب [ را ] پر از عيون طرف و جامع فنون شرف بپرداختم ، كتابى مبيّن اصول دين و كاشف اسرار وصول و يقين و شارح فقه اكبر احمدى و مظهر شرع ازهر و مثبت برهان اظهر سرمدى .
ز نور معانىّ او شب چو روز * ز لطفش خجل گوهر شب‌فروز كلامش ز حشو و ز تعقيد دور * دهد روح را خواندن او سرور فصيح و منقّح عبارات او * روانبخش و دلكش اشارات او خردمند از او روح مىپرورد * سخن‌دان ز معنيش برمىخورد
و من بنده ، حقيقت مىدانم و نانوشته مىخوانم و نه دربند ظنّ و قياسم ، بلكه يقين مىشناسم كه اين كتاب به فرّ دولت روزافزون و يمن همايون سلطان سلطان‌زاده ، زاد اللّه له العزّة و السّعادة ، بسيط عالم در قبض تملّك خواهد آورد و تا [ زمانى ] نه بس دور به اقاصى و ادانى دنيا خواهد رسيد و افاضل روزگار و اماجد نامدار الفاظ شريف و معانى لطيف او را دستور خود خواهند ساخت . بيت :
كان كس كه ز كوى « 1 » آشنايى است * داند كه متاع ما كجايى است 346 / 17
اميد از صفاى سجيّت و بقاى طويّت آن نيكوخصال پسنديده خلال سليم سيرت كريم طينت آنكه ، از عاطفت پادشاهانه اين تحفه درويشانه را به عين رضا كه پوشندهء عيوب و بينندهء غيوب است ملحوظ و محفوظ گرداند و بر زلّات قدم مخلصان و هفوات قلم دعاگويان رقم عفو ملوكانه كشاند و آن را از جمله « كلام العشّاق يطوى و لا يروى » 346 / 21 داند . ايزد ، تعالى ، اين آستان عالى را كه منشأ مكارم و معالى است بر اشادت معالم هنر و احياى رمق آن و اعادت دوارس دانش و ابداى رونق آن موقّر داراد و حظوظ سعاداتش موفّر و بر اعداى دين و دولت مظفّر باد ، بمحمّد و آله الأمجاد . لمؤلّفه ختم اللّه عواقب اموره بالخير :
هامش
( 1 ) . ليلى و مجنون . شهر .
ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى ) — صفحة 346 | كمال الدين حسين بن حسن خوارزمي / مهدى درخشان