تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
بمكانه و مهّد اركان الدّين بدوام أيّامه و زمانه « 1 » بالنّبىّ و آله الأمجاد . » بعد از اقامه وظايف خدمات و ادامه شرائف دعوات ، خادم كمينه و مخلص ديرينه كه حلقهء اخلاص در گوش و غاشيهء اختصاص بر دوش دارد زمين طاعت از سر اطاعت به لب ضراعت ملثوم [ و ] به عزّ عرض مىرساند كه از بشير عنايت و مشير هدايت استماع افتاد كه تباشير دولت سرمدى كه نتيجهء اتّباع شرع محمّدى است و آفتاب سعادت ابدى كه لازمهء فيض حضرت احديّت است از افق توفيق حقّ و مطلع افضال جناب مطلق بر آن ماه درافشان كه دل شاهزادهء شه‌نشان است فايض و طالع گشته و آن حضرت سلطنت مآب را در آن عنفوان شباب كه آتش هوا را اوان التهاب و نفس سركش را [ زمان ] قلق و اضطراب است انابت از شرب شراب دست داده و به توديع رفيق ، آب « 2 » صاف رحيق ، به سرورى صوفيان صفّه صفا حقيق شد . شعر :
چو كار آب همىبرد آب كار خرد * جميعِ همّت عالى به ترك آن بگماشت نهفته چيزى كان كيمياى دانش بود * ز همنشينى صهبا شدن بگذاشت [ كذا ]
لا جرم بر مقتضاى قضيّهء مرضيّه : 221 / 13 بيت .
هر خوشى كان فوت شد از تو مباش اندوهگين * كان به نقشى ديگر آيد سوى تو مىدان يقين
اميد چنان است كه ساقى باقى اسم و صفت حضرت پروردگار غفور در عوض شيرهء عنبى و بادهء انگور [ او را ] بر سر خوان « ابيت عند ربّى » شراب ناب « و يسقينى » بچشاند و به گوش جان او اين ندا در رساند كه : لمولانا جلال الدّين البلخىّ قدّس سرّه .
اگر باده خورى بارى ز دست ساقى ما خور * ز دست يار آتش روى عالم سوز زيبا خور 221 / 18 حريفان گر همىخواهى چو بسطامىّ و چون كرخى * مخور باده درين گلخن بر آن سقف معلّا خور
و مصدّق اين كلام و مصداق اين مرام قول امين صادق است ، عليه السّلام ، كه فرمود : « انّ اللّه تعالى اختصّ لخواصّ عباده شرابا فاذا شربوا طابوا و اذا اطابوا طاشوا ، و اذا طاشوا طاروا و اذا طاروا بلغوا و وصلوا و اذا وصلوا اتّصلوا و اذا اتّصلوا انفصلوا و اذا انفصلوا فنوا و اذا فنوا بقوا و اذا بقوا صاروا ملوكا فهم
فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ . »
« 3 » و له :
هامش
( 1 ) . زمانه ياد . ( 2 ) . است . ( 3 ) . قمر ( 54 / 55 ) .
ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى ) — صفحة 221 | كمال الدين حسين بن حسن خوارزمي / مهدى درخشان