زنان بگذشت و گفت : اى معشر زنان ، صدقه بسيار دهيد كه من در ليلهء معراج ديدم كه بيشتر اهل دوزخ زنان بودند . گفتند : اين از چيست يا رسول اللّه ؟ خواجه گفت : از آنكه لعنت بر زبان شما بسيار جارى مىشود و حقّ شوهران خود چنان كه مىبايد نگاه نمىداريد « 1 » و گفت : من هيچ ناقص عقل [ و ] دينى كه مغز مرد عاقل [ را ] ربايندهتر از شما باشد نديدهام . زنان گفتند : يا رسول اللّه نقصان دين و نقصان عقل ما چيست ؟ خواجه فرمود كه : چنين نيست كه گواهى دو زن به جاى گواهى يك مرد است ؟ گفتند : [ بلى ] گفت : اين از نقصان عقل است و گفت : چنين نيست كه زن را عذرى پيدا مىشود از نماز و روزه باز مىماند ؟ گفتند : بلى ، گفت : اين از نقصان دين است . پس شرم باد عاقلى را كه [ با ] صحّت عقل و سلامت دين ، مباشرت كارى كند كه خود را [ از ] نقصان عقل و دين در سلك زنان منخرط گرداند ، بلكه حال ايشان شنيعتر باشد . لشيخ سعدى قدّس سرّه :
برادر ز كار بدان شرم دار * كه در روى نيكان شوى شرمسار 218 / 11
زنانى كه طاعت به رغبت برند * ز مردان ناپارسا بگذرند
ترا شرم نايد ز مردىّ خويش * كه باشد زنان را قبول از تو بيش
زنان را به عذر معيّن كه هست * ز طاعت بدارند گهگاه دست
تو بىعذر يكسو نشينى چو زن * رو اى كم ز زن لاف مردى مزن
مرا خود چه باشد زبان آورى * چه خوش گفت شاه سخن عنصرى « 2 »
چو از راستى بگذرى خم بود * چه مردى بود كز زنى كم بود
به ناز و طرب نفس پرورده گير * به ايّام دشمن قوى كرده گير
در آن روز كز فعل پرسند و قول * اولوالعزم را تن بلرزد ز هول
به جايى كه دهشت خورند انبيا * تو عذر گنه را چه دارى بيا
حق ، سبحانه و تعالى ، مىفرمايد كه :
« يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ »
« 3 » يعنى اى آدميان بترسيد از خداوند خويش كه زلزله و لرزهاى كه از فزع روز قيامت در خلق افتد به غايت عظيم است . رسول ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، گفت : اين زلزله آن وقت بود كه آدم را خطاب آيد كه بعضى را از فرزندان خود به بهشت فرست و بعضى را به دوزخ . چون آيت خطاب دررسد آدم گويد از چند ، چندى به بهشت و چندى به
هامش
( 1 ) . ر . ك : حواشى .
( 2 ) . ر . ك : حواشى .
( 3 ) . حجّ ( 22 / 1 ) .