تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد القواعد ( فارسى ) — صفحة مقدمهء كتاب 96

مساهمون:

صمقدمهء كتاب ٩٦
تقدم ملائكه مهيمه از باب تقدم جلال حق بر جمال اوست و ناچار مظهر جلال كه ملائكه مهيَّمه باشند ، مقدم بر عقل است كه مظهر جمال است و ما گفتيم كه صفت جمال و جلال در قواهر اعلون به يك وجود تحقق دارند و جهتى بر جهتى نمىچربد . برخى گفته‌اند ، ملائكه مهيمه بر عقل مقدمند و اگر در جائى گفته شود ، اين دو در يك رتبه‌اند ، از باب عدم وساطت بين آنها و حق اول است . حقير نگارنده به ياد دارد كه مؤلف اساس التوحيد در قاعدهء الواحد در اين مسأله مفصَّل بحث فرموده است ولى مطالب آن در نظر نگارندهء اين سطور نيست ، چون آن استاد عظيم « 1 » در قيد حيات بودند كه اين اثر چاپ شد و شايد
هامش
( 1 ) مراد حكيم متألِّه و عارف نامدار آقا ميرزا مهدى آشتيانى - قدس اللَّه روحه - است . مرحوم ميرزا نسخه‌يى از اين كتاب را براى حقير فرستادند - قم - نگارنده در آن زمان در شهرستان قم تحصيل مىنمودم ، و همان ايام به قرائت اسفار اشتغال داشتم ، و دو سال بعد كه براى تحصيل به نجف اشرف مشرف شدم كتاب اساس التوحيد را با خود بردم و هنگام مراجعت به ايران ، اين كتاب را با دورهء اسفار و شواهد ربوبيه و چند كتاب ديگر به كتاب خانهء مدرسه‌اى كه در آن سكونت داشتم - مدرسه مرحوم أستادنا العظيم آيت اللَّه حاج آقا حسين بروجردى - اعلى اللَّه قدره في النشئات العقلية و المثالية و رفع شأنه في الدرجات العلمية و العملية - تقديم كردم ، لذا از مطالب آن كتاب در زمينهء ملائكهء مهيمه چيزى به ياد ندارم همين اندازه مىدانم كه مرحوم آقاى آشتيانى در اين مسأله بحث كرده‌اند و به ياد دارم كه مىفرمودند با استاد خودشان مرحوم آقا ميرزا هاشم گيلانى در اين باب مباحثات و مناقشات زياد داشته‌اند . حقير با اينكه بيشتر از همه كس مورد عنايات مرحوم آقا ميرزا مهدى بودم ، بدرس ايشان غير از چند مجلس آن هم زمانى كه بنده خيلى مبتدى بودم حاضر نشدم اگر چه الآن هم مبتدى هستم - در زمانى كه بنده بدرس فلسفه مىتوانستم حاضر شوم ، آن مرحوم مبتلا به كسالت شديد بود و استفاده از محضرشان ميسور نبود . مرحوم - ميرزا - قده ، به عرفان تمايل شديد داشت و هر بحثى را بعرفان مىكشاند ، لذا به آقا محمد رضا قمشه‌يى علاقه و ارادت خاص داشت ، چون استاد أو مرحوم آقا ميرزا هاشم از تلاميذ درجهء اول قمشه‌يى بود . مرحوم ميرزا در هنگام بيان قواعد عرفانى اشعار عرفانى زياد مىخواند و مىفرمود : آقا محمد رضا در تصوُّف اشعار عرفانى زيادى قرائت مىكرد كه بعضى از آن‌ها را خود بداهة انشاء مىنمود و بعد از درس اغلب آنها را فراموش مىكرد . استاد محقق آقا ميرزا أبو الحسن قزوينى از آقا ميرزا إبراهيم زنجانى نقل كردند كه بيانات و تقريرات آقا محمد رضا بعضى از شاگردان از جمله ميرزا صفا را به حالت جذبه وامىداشت . مرحوم قزوينى - قده - زياد به كشاندن مباحث نظرى به عرفان اعتقاد نداشت ، و سبك أو همان طريقهء ملا صدرا بود كه در آن مهارت حيرت انگيزى داشت و گاهى چنان مباحث مشكل را با اعجاز و يَد و بيضاى تقرير خود بسر حدِّ وضوح مىآورد كه انسان مات و مبهوت مىشد . خداوند همه اساتيد ما را غريق رحمت خود بگرداند ، همه رفتند ، بخصوص در اين سال اغلب اساتيد ما چهره به تيرهء تراب پنهان نمودند ، اساتيدى كه ديگر محيط ما استعداد پرورش آن مردان عظيم را از دست داده است . زمانى كه در قيد حيات ظاهرى بودند ، قدر و منزلت آنها را ندانستيم - هر وقت چهره آن أكابر را به ياد مىآورم ، گويا اين شعر را مىشنوم -كه چه بسيار بجوئى و نيابى بازم- آقاى آقا ميرزا احمد آشتيانى ، آقاى حاج ميرزا سيد أبو الحسن قزوينى ، آقاى ميرزا حسن بجنوردى و آقاى سيد كاظم عصّار جملگى در زمانى قليل بأصل خويش پيوستند .